خانه / نقد فیلم / سنت آندریاس (۲۰۱۵)

سنت آندریاس (۲۰۱۵)

(San Andreas (2015
سنت آندریاس (۲۰۱۵)

کارگردان: برد پیتون
نویسنده: کارلتون کوئِس
تهیه‌کننده: بیو فیلین
ژانر: اکشن / دلهره‌آور / درام
محصول: آمریکا
مدت: ۱۱۴ دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان فیلم لو برود.”

زنجیره‌ای از اتفاقات غیر عادی

وقتی نقش اول فیلم، “داین جانسن” است، می‌دانیم که به تماشای یک فیلم اکشن و سرگرم کننده نشسته‌ایم. فیلمی که با نجات جان یک دختر جوان، که در دره‌ای ژرف،‌ معلق، بین زمین و هوا مانده و هر لحظه ممکن است ماشینش هم رویش بیفتد، شروع می‌شود.

زمانی که نیروهای امداد و نجات در عملیات‌شان به مشکل جدی برمی‌خورند و مسئول عملیات، ریموند (داین جانسن) مجبور به دخالت کردن می‌شود و جان دختر جوان را نجات می‌دهد و نشان می‌دهد در این نوع از فیلم‌ها، غیرممکن،‌ غیرممکن است.

سنت آندریاس
فیلم سنت آندریاس

ری، یک خلبان و آتش‌نشان است و به تازگی از جنگ در افغانستان برگشته و اکنون در نیروهای نجات هوایی شهرش،‌ لس‌آنجلس، خدمت می‌کند. او که دخترش را طی حادثه‌ای از دست داده و نتوانسته فرزندش را نجات دهد، تمام سعی خود را می‌کند تا جان افراد را به هر نحوی که شده حفظ کند. دختری که جلوی چشمش در آب خفه شده و همین مسئله، باعت اختلاف و جدایی از همسرش اِما (کارلا گوگینو) شده‌است.

ری، درصدد است تا برای فرزند دیگر خودش و اِما، بلیک (آلکساندرا داداریو) پدر خوبی باشد و برای همین می‌خواهد خودش بلیک را به سان‌فرانسیسکو ببرد تا او در دانشگاه ثبت‌نام کند؛ اما خیلی زود متوجه می‌شود که دوست جدید اِما، دَنیل (لون گروفود) که فرد متمولی‌ست،‌ قرار است بلیک را تا سان‌فرانسیسکو همراهی کند و به برج بلند خودش هم سری بزند. مردی به ظاهر بی‌نقص که رفتار خیلی خوبی، هم با اِما و هم با بلیک دارد. ری، به عنوان یک پدر که دوست داشته خودش و بلیک زمانی را با هم سپری کنند،‌ از اِما به خاطر عدم هماهنگی در مورد مسئله ثبت‌نام، بسیار ناراحت و دلگیر می‌شود.

دکتر لارنس هیز (پل گیآمآتی) مدتی‌ست روی زلزله‌ای قریب‌الوقوع در لس‌آنجلس تحقیق می‌کند. زمانی که با دوست و همکارش دکتر کیم پارک (ویل یون لی) در حال جمع‌آوری اطلاعات هستند، زلزله ۷/۱ ریشتری رخ می‌دهد و دکتر کیم،‌از بین می‌رود. پس از این حادثه،‌ دکتر لارنس متوجه می‌شود که گسل سنت آندریاس در حال تغییر است و به زودی زلزله عظیم ۹.۱ ریشتری،‌ به‌وقوع می‌پیوندد. او درصدد اطلاع رسانی گسترده‌ای برمی‌آید و در نهایت، زلزله عظیمی که پیش‌بینی کرده بود، اتفاق می‌افتد و هر آن‌چه که روی گسل است، نابود می‌کند.

اِما در بالای ساختمان هتلی در حومه لس‌آنجلس گیر می‌افتد و بلیک در پارکینگ ساختمان دَنیل در سان‌فرانسیسکو.

دَنیل، برای نجات جان خودش، بلیک را به امان خدا رها کرده و دو برادر انگلیسی، بن (هوگو جان‌اِستن-برت) و اُلی تیلور (آرت پارکینسون) که صبح همان روز با بلیک آشنا شده‌اند، او را نجات می‌دهند و از آن طرف،‌ ری که بالاخره توانسته اِما را بعد از کلی مشقت به داخل هلیکوپتر بکشد،‌ همراه با او به دنبال فرزندشان می‌رود.

شخصیت‌های فیلم یا سیاه‌اند یا سفید،‌ یا خوب یا بد که در فیلم‌های تجاری و گیشه‌ای، می‌تواند مسئله خیلی مهمی نباشد. شخصیت‌هایی که هرکدام پاداش رفتارشان را خیلی زود می‌گیرند، امری که شاید در دنیای حقیقی ما آدم‌ها خیلی هم صادق نباشد. بازی‌ها قابل قبول‌اند و “راک”(۱) یا همان داین جانسن، بازی خیلی خوب و قابل تقدیری را از خود به نمایش گذاشته‌است.

فیلم‌برداری عالی‌ و جلوه‌های ویژه در نوع خود بی‌نظیر است و حتی در بخش‌هایی از فیلم، شدیدا نفس‌گیر. فیلم، زنجیره‌ای از اتفاقات غیرعادی را شامل می‌شود: زلزله‌ای عظیم، نشت گاز، آتش‌سوزی، انفجار،‌ فرو ریختن‌های پی‌درپی ساختمان‌های بزرگ، ترس مردم از مرگ و تلاش برای بقا و عجیب‌ترین صحنه، بالا رفتن یک قایق فکسنی از روی موج عظیم یک ابر تسونامی! در تمامی این صحنه‌ها خبری از کوچکترین غفلت یا شکستی نیست و کم‌کم مخاطب پی می‌برد که هر اتفاقی برای قهرمانان فیلم بیفتد، قرار است به خوشی پایان پذیرد، ولو زمان‌بر باشد.

یکی از اشکالات فیلم، جدا از دیالوگ‌های به نسبت سطحی‌اش و ابر قهرمان جلوه دادن بیشتر شخصیت‌ها، زمانی‌ست که ریموند و اِما، به سان‌فرانسیسکو رسیده‌اند و نمی‌دانند کجا باید دنبال بلیک بگردند و طولی نمی‌کشد که  مشکل به این بزرگی،‌ تنها با نگاه کردن حل می‌شود. خیلی ساده، اِما، بلیک را از راه دور، در میان آن همه آب و خرابی، در ساختمانی می‌بیند، آن هم در فاصله‌ای که بلیک به اندازه یک بند انگشت به نظر می‌آید.

در گره‌گشایی، شاهد گیر افتادن بلیک در میان آب و خفگی قریب‌الوقوعش هستیم. صحنه‌های خفگی زیادی را در فیلم‌ها دیده‌ایم، مانند فیلم “تایتانیک” و “۲۰۱۲”،‌ که آخری از لحاظ زلزله و کن‌فیکون شدن به فیلم سنت آندریاس نزدیک است؛ اما هر کدام از این‌ فیلم‌ها به گونه‌ خاص خود مسئله مرگ احتمالی در آب را روایت کرده‌اند و سنت آندریاس هم از این قاعده مستثنی نیست.

در کل، فیلم سنت آندریاس، فیلمی سرگرم‌کننده و جذاب است که بیش از ۴ برابر بودجه‌اش فروش داشته و می‌تواند دو ساعت از اوقات فراغت‌تان را، به خوبی پر کند.

پی‌نوشت:

۱) The Rock

این را نیز ببینید

انتبه (هفت روز در انتبه)

انتبه – مقایسه‌ی چهار فیلم

انتبه – مقایسه‌ی چهار فیلم (۲۰۱۸-۱۹۷۷-۱۹۷۶) (۱) شاید تا قبل از ۲۷ ژوئن سال ۱۹۷۶، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *