خانه / نقد فیلم / آبنبات چوبی (۱۳۹۴)

آبنبات چوبی (۱۳۹۴)

آبنبات چوبی (۱۳۹۴) (۱)

کارگردان: محمدحسین فرح‌بخش
بر اساس داستانی از: کامران قدکچیان
نویسنده: علی اصغری
تهیه‌کننده: عبدالله علیخانی
ژانر: درام / اکشن / مرموز
محصول: ایران
مدت: ۹۰ دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان فیلم لو برود.”

آی، نفس‌کش… 

فیلم آبنبات چوبی،‌ از خیابان‌های تهران آغاز می‌شود. با شلوغی شهر و تحرک مردمانش.

مارال (هنگامه حمیدزاده) با دوست پسرش مسعود، به مشکل برخورده‌است و می‌خواهد هر طور که شده با او به خارج از ایران فرار کند. دوستش نگین (سحر قریشی) از این ماجرا مطلع است و درصدد کمک به او برآمده. مارال بعد از دعوای تلفنی مفصلی با مسعود،‌ به خانه برمی‌گردد و در این حین با دخترخاله‌‌اش مریم (نگار عابدی) که خواهرخوانده‌اش نیز هست، دعوا می‌کند. مریم بر حسب اتفاق، پیامک مسعود را در گوشی مارال می‌بیند و متوجه فرار قریب‌الوقوع او می‌شود. مریم با اعضای خانواده از جمله همسرش فرهاد (رضا عطاران) که انگار در نبود پدر ِ مارال و برادرش، نقشش را او برعهده دارد،‌ تماس می‌گیرد. ابتدا مرتضی (کریم امینی) برادر مارال، از راه می‌رسد. جوانی غیرتی به سبک ِ دوران ِ قدیم که فریاد زدن و خط‌ و نشان کشیدن‌، جزئی لاینفک از شخصیت اوست و بعد هم فرهاد می‌رسد که هم مجبور است مرتضی را آرام کند و هم مارال را راضی به حرف‌زدن. بالاخره مرتضی در اتاق را به‌زور باز می‌کند؛ ولی مارال، رفته‌است.

آبنبات چوبی
فیلم آبنبات چوبی

فرهاد و مرتضی برای یافتن مارال به هر جایی می‌روند و به هرکسی که فکر می‌کنند ممکن است از او خبری داشته‌باشد، سر می‌زنند،‌ از جمله به دوست پسر سابقش مهرداد (میلاد کی‌مرام)، جوانی که با مارال هم‌دانشگاهی بوده و در خیابان کتاب می‌فروشد؛ اما عوض یک انسان فرهنگی، لمپنی تمام عیار است با کلی نوچه!

مارال به همراه نگین،‌ به خانه ویلایی و تفریحی مسعود رفته‌است. شب‌ها را با دوستان‌شان سر می‌کنند و روزها از مشکلات‌شان حرف می‌زنند. بالاخره یک روز، مسعود نزد مارال می‌آید تا مهم‌ترین مشکل بین‌شان، وجود بچه در رحم مارال را، حل کند؛ اما دعوایشان بالا می‌گیرد و مسعود، مارال را می‌کشد. نگین که شاهد ماجرا بوده، از خانه ویلایی فرار می‌کند و درصدد گفتن حقیقت به خانواده مارال بر می‌آید.

در نهایت، مادر (صفا آقاجانی)، مریم و مرتضی،‌ قاتل را می‌یابند و از او، انتقام خون مارال و فرزندش را می‌گیرند.

باز هم شاهد یک فیلم‌فارسی نونوار شده هستیم. داستانی تکراری از سینمای گذشته‌ی ایران که با وجود مثلا به‌روز شدن، حتی در ژانر فیلم‌فارسی هم خوب از آب در نیامده‌است.

شخصیت‌پردازی‌ها شکل نگرفته و شخصیت‌ها هر لحظه، یک ساز می‌زنند و دیالوگ‌هایی که می‌گویند، فقط شعارهایی کهنه‌ست که بعد از مدتی حوصله مخاطب را سر می‌برد. فیلم آبنبات چوبی، پر از داد و بیداد و خودزنی برادری‌ست که لات، بی‌منطق و بی‌ادب است و تیزی! هم دارد و فقط پیاز را در فیلم با مشتش خورد نکرد تا جار زدنش مبنی بر این که من یک کلاه مخملی ِ دهه‌ی نودی هستم را، کامل نکند؛ اما این لمپن پر مدعا، یک‌باره متحول می‌شود. چرا؟ نمی‌دانیم. امان از تحول‌های بی‌مقدمه‌ی مد شده در شخصیت‌های سینمای ایران.

فیلم آبنبات چوبی، نمی‌تواند حس ترس یا مرموز بودن را در مخاطب ایجاد کند، جز در صحنه قتل و سپس انهدام جسد که تاثیرگذاری‌اش را بیش از هر چیز، مدیون قصاوت ِ بیش از حد ِ قاتل است. قاتلی بدطینت که آخر سر به دست مرتضی،‌ با چاقو خوردن ِ پی‌درپی کشته می‌شود و می‌فهمیم که غیرت کورکورانه و داد و هوار، اشتباه نیست؛ بلکه صحیح است و راه حل نهایی به شمار می‌آید. حالا بعد از این تسویه حساب،‌ چرا باید پلیس را خبر کرد؟ نمی‌شد پلیس را از قبل خبر کرد و مجرم را به دست قانون سپرد؟ شاید این‌گونه، فیلم آبنبات چوبی، فیلمی در ترویج بی‌غیرتی به حساب می‌آمد!

گفتنی‌ست که خانم هنگامه حمیدزاده از پس نقش‌شان به خوبی برآمده‌اند و آقای عطاران هم، همه تلاش خود را برای ایفای نقشی متفاوت بکار برده‌اند؛ ولی بازی‌ بقیه هنرمندان، مصنوعی‌ست و چنگی به دل نمی‌زند و این میان متاسفانه، لوس‌بازی‌هایی که برای نقش نگین در نظر گرفته شده،‌ با فیلم هم‌خوانی ندارد و شدیدا آزار دهنده‌ست.

موسیقی، حزن‌انگیز است، با حال و هوای فیلم می‌خواند و جزء معدود بخش‌های خوب فیلم آبنبات چوبی، محسوب می‌شود.

کارگردانی آقای فرح‌بخش، متاسفانه حرکتی رو به عقب‌ است. لانگ‌شات‌های تهران، نه زیبا بودند نه تاثیرگذار. چرخش‌ دوربین در ماشین، بک‌وارد موشن و تعقیب مرتضی و گریز نگین در خیابان، بیشتر شبیه تمرین کارگردانی و خوش‌گذرانی ِ شخص کارگردان است تا ساخت فیلمی اکشن و مرموز در بستر تهران بزرگ.

در انتها، از فیلم‌نامه‌نویسان و فیلم‌سازان محترم خواهش می‌کنم که اگر تمایل به ساخت فیلم‌فارسی دارند، حداقل مرحمت کرده، خوبش را بسازند.

پی‌نوشت:

۱) فیلم آبنبات چوبی،‌ ساخته زنده یاد “امین منطقی” در سال ۱۳۵۱ است و داستان چند زن روسپی را حکایت می‌کند که در شب، از دست پلیس، می‌گریزند.

این را نیز ببینید

انتبه (هفت روز در انتبه)

انتبه – مقایسه‌ی چهار فیلم

انتبه – مقایسه‌ی چهار فیلم (۲۰۱۸-۱۹۷۷-۱۹۷۶) (۱) شاید تا قبل از ۲۷ ژوئن سال ۱۹۷۶، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *