خانه / نقد فیلم / بزم رزم (۱۳۹۵)

بزم رزم (۱۳۹۵)

بزم رزم (۱۳۹۵) (۱) (۲)

کارگردان: وحید حسینی
نویسنده: محدثه گلچین عارفی / وحید حسینی
تهیه‌کننده: وحید حسینی / مهدی همایونفر
ژانر: مستند
محصول: ایران
مدت: ۱۲۵ دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان فیلم لو برود.”

سلاحی به‌نام ساز 

قبل از نوشتن نقد مستند ِ‌ دوست‌‌داشتنی بزم رزم، این بیت از حضرت سعدی را تقدیم می‌‌کنم به هر آن‌کس که دین‌‌داری و آدمیت را، به‌‌نام دین مبین اسلام (تحفه‌ای از سرزمین اعراب)،‌ در قتل ِ ساز و موسیقی و هنر و هنرمند دانسته است:

« اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب / گر ذوق تو نيست تو را، كژ طبع جانوری »

شعر و موسیقی. گاهی آرامش‌بخش روح و روان و جان آدمی، گاهی انگیزه‌ی زندگی و حیات، گاهی شوربخش و شادی‌آفرین، گاهی همراه و نمودی برای درد و رنج درونی بشر، گاهی نجات‌بخش و گاهی رجز خوانی پیش از حمله و جنگ. موسیقی قدمتی دارد به اندازه‌ی تک‌‌تک آدمیان، به تعداد قطرات باران و برگ‌ها و گل‌های نورسته و پیر. بی‌موسیقی و شعر و آوا، چیزی کم دارد بشر؛ ناقص است او.

مستند جسورانه‌ی بزم رزم به برهه‌ای سخت و تلخ از تاریخ موسیقایی ایران پرداخته که اگر همت و بردباری و شهامت جوانان دیروزی که اکنون بزرگان و نامداران امروزی‌اند نبود، چه بسا تاکنون کل موسیقی‌مان، که بخش عمده‌ای از هویت ایران و ایرانی‌ست را، از دست داده بودیم و ناقص‌تر از این‌که اکنون می‌زی‌ایم، می‌زیستیم. مستندی که به‌حق تقدیم شده به استاد «حسین علیزاده». (۳)

بزم رزم
بزم رزم

موسیقی همواره با ما ایرانیان عجین بوده، هم در بزم و هم در زرم. اما تاریخ موسیقی در رزم به گذشته‌‌های دور و فرا مرزی ایران باز می‌گردد. زمانی موسیقی جنگ، بخشی از رجزخوانی محسوب می‌شده و هنوز که هنوز است برای تضعیف روحیه‌ی طرف مقابل و شورآفرینی و ایجاد انگیزه و به قول خودمانی شور حسینی انداختن در سربازان، به‌کار برده می‌شود. مانند مارش معروف ۲۱ حمزه (مارش حمله) ساخته‌ی آقای علی‌اکبر دلبری. بله، این‌جاست که موسیقی حَلال می‌شود و حلّال مشکل!

در مستند بزم رزم با بررسی کوتا و مفید و کمک‌گیری از تصاویر آرشیوی، مدت اندکی قبل از انقلاب ایران را می‌بینیم و جایگاه خاص و والای موسیقی در آن دوره را. شاید حتی بتوان گفت سال‌های واپسین حکومت پهلوی، یکی از دوره‌‌های مهم در شکوفایی موسیقی کشور بوده است. با شکل‌گیری انقلاب، گویی انقلابی هم در بین اهل فن و هنر صورت گرفت. موسیقی، بدل به کاراکتری انقلابی شد که پا به پای مردم پیش می‌رفت؛ اما بعد از مدتی و تسلط همه جانبه‌ی انقلابیون افراطی بر مستند امور، موسیقی و شعر مورد مذمت واقع شد و در زمره‌ی احکام ثانویه‌ قرار گرفت و توسط برخی خودسر و اختیاردار  ِ همیشگی، بنا بر مصلحت حلال و حرام اعلام می‌شد! یعنی سوءاستفاده از احساسات و هنر و عشق هنرمند! هنرمندانی که به جبهه‌های نبرد به‌نام فسق و فجور و مطربی، راه داده نشدند؛ اما آن‌ها دست از مبارزه نکشیدند و در دو جبهه، هم عرصه‌ی هنر و هم علیه صدام ملعون، شروع به جنگیدن کردند و کم‌کم موسیقی بزمی را به موسیقی رزمی تغییر دادند. به هر روی این خاصیت جنگ و محدودیت است، زایش ایده‌های بدیل و نو.

هنرمندان عرصه‌ی موسیقی ما نه تنها در آن دوره‌ی تیرگی و درد،‌ با درایت و سیاست توانستند اصل موسیقی ایرانی و آرشیو موسیقی ایران را از گزند نابودی در امان دارند، بلکه سربازانی خستگی‌ناپذیر بودند که با موسیقی ِ خاص آن روزها که ایدئولوژیک هم بود، روحیه بخش سربازان در خط مقدم و عاملی محرک برای جذب رزمنده بودند. سربازانی بی‌ادعا، که بعد از سال‌ها با همت آقای وحید حسینی، آنان را بهتر می‌شناسیم، پای درد و دل‌شان می‌نشینیم، با آن‌ها بغض می‌کنیم، می‌خندیم، از شنیدن خاطرات‌شان لذت می‌بریم، سورپرایز می‌شویم و بخشی مهم از تاریخ موسیقی ایران را درمی‌یابیم.

همان‌طور که قبلا گفته شد در مستند رزم بزم، بهترین کمک از تصاویر آرشیوی گرفته شده است. سپس تدوین بی‌نقص و ظریف و صدابرداری و صداگذاری دقیق ـ که لازمه‌ی مستندی این‌چنین است ـ فیلم‌برداری یکدست را با تصاویر و فیلم‌‌های آرشیوی به بهترین شکل ممکن گره می‌زند و با به‌کارگیری افکت‌های طناز و منطبق بر المان‌ها و سنت‌های‌مان و هم‌چنین بخش‌بندی مستند با واژگانی درخور هنر موسیقی چون «پیش‌درآمد»، «کرشمه»، «اوج» و… توجهات را به هر بخش جلب می‌کند.

روایت ساده است و صدای راوی، صابر ابر نازنین، گرم و دل‌نشین. اساتید و مدیران سابق و امروزی، بیانی شیوا و صریح و ساده، به‌دور از هر تملق و ریا دارند و حقایق را تاجایی‌که ممکن باشد، برای بیننده روشن و آشکار می‌سازند و در پس آن همه خاطرات، که بسیاری‌شان به تلخی می‌زنند، گاهی با سادگی و صفا و صمیمیت‌شان، آن‌چه که نقل می‌کنند، مخاطب را می‌خنداند و فضای مستند را عوض می‌کند. این است روحیه‌ی هنرمند واقعی؛ حساس و لطیف.

بزم رزم
بزم رزم

در کنار ِ تحول ِ موسیقی، سیر تحول را در پوشش و دیدگاه مردم می‌بینیم. مثل زمانی‌که انقلاب واقع شده و زنان ِ بی‌حجاب، درکنار ِ مردان سرودی در مدح آیت‌الله خمینی می‌خوانند! و چندی بعد زنان حذف می‌شوند و مردان جوان، عوض کراوات، دستمال‌گردن‌ بسته و می‌خوانند سرود «به پیش ای شهید» را و کمی بعدتر، لباس‌های گروه‌های سرود ساده و ساده‌تر می‌شود. پوششی که در آن زمان نشانه‌ای از دینداری و انقلابی‌گری بوده‌است.

بزم رزم نوستالژی‌ها را مرور می‌کند و ما را به گذشته‌ها می‌برد. دانستن تاریخ و شکل‌گیری موسیقی‌هایی که هر کدام‌شان را بارها شنیده‌ایم و اکنون بخشی از موسیقی ملی ما شده‌اند، مخصوصا موسیقی‌های جنگ و آزادسازی خرمشهر عزیزمان؛ مانند زمانی‌که آقای علیزاده برای‌مان نقل می‌کنند که با دیدن چه صحنه‌ای قطعه‌ی بی‌نظیر «جامه‌دران» به ایشان الهام شد.

وسواس آقای حسینی در انتخاب صحنه‌ها و نماها و موسیقی، قابل ستایش است. همین وسواس است که مستند بزم رزم را به اثری علمی، زیبا و ماندگار تبدیل کرده است و جدا از این‌‌ها، هوش و ذوق مستندساز هم کاملا مشهود است. ایشان تصاویر را چنان انتخاب کرده‌اند که مثلا زمان پخش ِ قطعه‌ی «اتحاد» گویی بیننده در حال تماشای کلیپ آن است نه تصاویری که سال‌ها بعد برای آن موسیقی در نظر گرفته شده است. تصاویری که حال و هوای هر زمان و سال را به‌خوبی منتقل می‌کند و مخاطب را درگیر مستند نگه می‌‌دارد. اما نمای کنسرت ناتمام، سازها بر روی صندلی‌های خالی، بدجور دل می‌شکند. همین نما به‌خوبی نشان می‌دهد عمق فاجعه‌ای که برای موسیقی کشورمان، در حال وقوع بود.

مستند بزم رزم، مملو از سورپرایز است، مثلا قطعه‌ی معروف «خاک» را با صدای باصلابت زنده‌یاد، آقای محمود (سیامک) علیقلی می‌شنویم در حالی‌که بیشتر ما آن را با صدای آقای ابی (ابراهیم حامدی) در خاطر داریم. (۴)

هنرمندان، نقش مهمی چه در شکل‌گیری انقلاب و چه در پیشبرد جنگ داشتند؛ اما همواره با بی‌مهری روبه‌رو شدند و با تلاش بسیار و استفاده از انواع و اقسام ترفندها مانند «کلام بر موسیقی سوار شده»، سعی در حفظ این هنر داشتند . موفق هم شدند؛ ولی نقش آبت‌الله خمینی و هم‌چنین آیت‌الله خامنه‌ای را نباید نادیده گرفت. زمانی که این دو مرد، تمام قد از موسیقی و هنر دفاع کردند و نگذاشتند عده‌ای تندرو، به بهانه‌های واهی، زمینه‌ی قتل هنر و ساز را فراهم کنند. و این‌چنین هنری که در حال زنده به گور شدن بود؛ با تلاش و صبر هنرمندان و هنردوستان، خاک را کنار زد، با کمک نوحه، اشعار فولکلور، ذوق و احساس، از قبر بیرون آمد، ایستاد، خاک را از خود تکاند، سر پا شد و پا بر جا ماند و در این بین نقش رادیو را هم نباید از یاد ببریم که تا حدود زیادی به زنده ماندن موسیقی کمک کرد.

بزم رزم، مستندی‌ست شریف و دوست‌داشتنی که با بی‌طرفی، به بررسی کامل ده سال ِ نفس‌گیر از حیات موسیقی ایران پرداخته است. مستندی که بی‌شک یکی از بهترین مستندهایی‌ست که تاکنون در ایران ساخته شده و سندی‌ست محکم و قابل استناد به تاریخ موسیقی آن دوره.

و در نهایت به گروهی این‌چنین هماهنگ و خوش‌ذوق چه می‌توان گفت جز، دست مریزاد.

پی‌نوشت:

۱) این مستند نگاهی به کارنامه موسیقی ما در روزگار جنگ (۱۳۶۷ – ۱۳۵۷) دارد.

۲) برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد اصطلاح «بزم و رزم» اینجا کلیک کنید.

۳) برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد استاد «حسین علیزاده» اینجا کلیک کنید.

۴) برای مشاهده‌ی کلیپ «خاک» یا «خلیج همیشگی فارس»، اینجا کلیک کنید.

این را نیز ببینید

یک دزدی عاشقانه

یک دزدی عاشقانه (۱۳۹۴)

یک دزدی عاشقانه (۱۳۹۴) (۱) امتیاز فیلم «یک دزدی عاشقانه»: + ( نیم از پنج) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *