خانه / نقد فیلم / رفقای خوب (۱۳۹۴)

رفقای خوب (۱۳۹۴)

 رفقای خوب (۱۳۹۴)

نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: مجید قاری‌زاده
ژانر: اجتماعی / خانوادگی
محصول: ایران
مدت: ۹۰ دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان فیلم لو برود.”

بازی با نوستالژی‌ها 

قرار است از آقای حسین عطاری (جمشید مشایخی)، هنرمند پیشکسوت، طی برنامه‌ای، تقدیر به عمل آید؛ اما مدتی‌ست که کسی از ایشان خبر ندارد و حتی نوه‌هایش هم نمی‌دانند پدربزرگ‌شان، کجاست و چه می‌کند. دوستان قدیمی حسین، پی ِ ماجرای غیبت او را می‌گیرند و به نزد پسرش محمد (غلام‌رضا صادقی) می‌روند. محمد جواب صریح و درستی به دوستان حسین نمی‌دهد و ملاقات‌شان بی‌نتیجه می‌ماند.

نوه بزرگ حسین،‌ علی (نوید لایقی‌مقدم)، دانشجوی سینماست و بر حسب تصادف، از مراسم تقدیر از پدربزرگش مطلع می‌شود. او که به تازگی در جشن تولد ۱۹ سالگی‌ دوربینی به عنوان هدیه تولد از جانب پدربزرگش دریافت کرده، در صدد یافتن اوست و آن‌قدر پرس‌وجو می‌کند تا بالاخره پیدایش می‌کند و حسین را در جریان برپایی برنامه تجلیل قرار می‌دهد. حسین به علت بی‌مهری‌ها، رغبتی به شرکت در برنامه ندارد و علی و دوستان حسین سعی دارند به هر نحوی شده،‌ او را راضی به شرکت در این مراسم تجلیل و قدردانی کنند.

رفقای خوب
فیلم رفقای خوب

در نهایت، حسین راضی به شرکت در مراسم تجلیل می‌شود، محمد از پدرش، حسین، بابت رفتار گذشته‌اش عذرخواهی می‌کند، دوستان قدیمی دوباره دور هم جمع می‌شوند و مانند اکثر فیلم‌ فارسی‌ها، همه چیز ختم به خیر می‌شود.

آقای قاری‌زاده در گفتگو با خبرنگار “سینماپرس”: “شاید در وهله اول “رفقای خوب” فیلمی با محوریت پیرمردها باشد اما از آنجا که به مسائل اجتماعی و خانوادگی روز می‌پردازد می‌تواند مخاطبی از همه اقشار و طیف‌ها را با خود درگیر کند.”(۱)

من به هیچ وجه متوجه منظور آقای قاری‌زاده نشدم. پرداختن به مسائل اجتماعی و خانوادگی؟ درگیری اقشار و طیف‌های گوناگون؟ زمانی که فیلم را می‌بینید متوجه می‌شوید که این صحبت‌ها فقط جنبه مزاح دارند. درگیری پدر و پسر، نامادری موذی، داشتن گرین کارت آمریکا (نمی‌دانم چرا همیشه مسئله اقامت آمریکاست نه مثلا آلمان، بلژیک،‌ شاخ آفریقا یا هر جای دیگری) و انتخاب ایران برای زندگی، مشکلات داماد و برادر زن،‌ دردسرهای ساختمان‌سازی، مشکلات اقتصادی و… که متاسفانه به بدترین نحو ممکن بیان شده‌اند. گنجاندن این هم کلیشه در یک فیلم، نوعی هنر است.

جایی که محمد از دادن اطلاعات به دوستان پدرش طفره می‌رود، مخاطب بلافاصله به یاد خانه سالمندان می‌افتد. رفتن به خانه سالمندان در این روزها مسئله‌ی غریبی نیست که سیمین (نعیمه نظام‌دوست) فیلم هندی‌ بر سر بردن علی به آنجا بازی می‌کند. آیا قرار است اقامت حسین عطاری در خانه سالمندان، گره‌ای در فیلم به حساب آید؟

دیالوگ‌ها بسیار سطحی و پیش پا افتاده‌اند و بعضی مواقع فکر می‌کنید که دیالوگ‌ها بداهه‌هایی آنی و فقط جهت رفع تکلیف هستند. نه انسجامی دارند نه گره‌ای باز می‌کنند، فقط بارها و بارها اسم فیلم، “رفقای خوب” را به خورد مخاطب می‌دهند تا مبادا نام فیلم، فراموشش شود.

در سر کلاس درس علی، صحنه پایانی فیلم “سه برادر”، اثر “فرانچسکو روزی” را می‌بینیم. فیلمی اجتماعی و خانوادگی محصول کشور ایتالیا که فیلم رفقای خوب از لحاظ خط داستانی تا حدودی به آن نزدیک و از لحاظ محتوا، فاصله‌ای زیاد با سه برادر دارد. شاید همین فاصله زیاد دو فیلم از هم، دیالوگ استاد ِ علی، دکتر اعتمادی (رضا رویگری) را سبب شده‌است: “نقد مال از ما بهترونه”.

نامه‌نگاری در فیلم رفقای خوب، رونق دارد. فیلم پر از نامه و نامه نگاریست. نامه تولد حسین به علی، نامه مادر علی، نامه دعوت به مراسم تجلیل، نامه همسر حسین به او. یکی دیگر از ایده‌های ناب آقای قاری‌زاده در فیلم، دیدن آلبوم عکس در بیمارستان است. حتما جا و زمان بهتر و مناسب‌تری برای دیدن آلبوم وجود نداشته. در آلبوم مذکور، عکس‌های قدیمی استاد مشایخی را در فیلم‌ها و سریال‌های خاطره‌انگیزشان چون “کمال الملک” و “هزار دستان” می‌بینیم؛ ولی به زور باید بپذیریم این عکس ها مربوط به حسین عطاری‌ست، نه جمشید مشایخی! اشتباه از مخاطبین است نه فیلم‌ساز.

بازی‌ پیشکسوتان عزیز، همان تکرار خودشان در نقش‌های معروف‌شان است و بس. نه کم و نه زیاد. بازی بقیه هنرمندان هم تعریفی ندارد.

فیلم بدون ریتم و مایه‌ است با صحنه‌هایی نصفه نیمه که فقط مخاطب را بی‌هدف از جایی به جای دیگر پرت می‌کند تا زمان بگذرد و فیلم به اتمام برسد. فیلم مملو از المان‌های نوستالژیک و ملغمه‌ای از موزیک‌های جدید و قدیم است. خانه‌های قدیمی، وسائل قدیمی،‌ عکاس‌خانه قدیمی، کوفته، چایی، دیزی،‌ شعر فولکلور عمو سبزی‌فروش و حرف از دلتنگی‌ها و هر چیز قدیمی برای جذب بزرگ‌ترها و برای کوچک‌ترها از موسیقی خیابانی گرفته تا حرف از دربی استقلال و پرسپولیس و دوستی دختر و پسر در دانشگاه و … . این است درگیری همه اقشار و طیف‌ها با فیلم رفقای خوب، طبق فرمایش آقای قاری‌زاده، سازنده محترم فیلم.

فیلم رفقای خوب چنان کسل کننده‌است که فقط جهت احترام به پیشکسوتان فیلم، تا انتها در سالن سینما نشستم. بسیار متاسفم که سینمای شکوفا و رو به رشدمان، گاهی باید بار چنین آثاری را هم بر دوش کشد، آن هم در برهه‌ای که برای فیلم‌های بسیار خوب دیگر، سانس و سالن به تعداد کافی اختصاص داده نمی‌شود.

پی‌نوشت:

۱) در گفت‌وگو با “سینما پرس” عنوان شده‌است. برای خواند متن کامل، اینجا کلیک کنید.

این را نیز ببینید

یک دزدی عاشقانه

یک دزدی عاشقانه (۱۳۹۴)

یک دزدی عاشقانه (۱۳۹۴) (۱) امتیاز فیلم «یک دزدی عاشقانه»: + ( نیم از پنج) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *