خانه / نقد فیلم / مسلخ (۱۳۹۵)

مسلخ (۱۳۹۵)

مسلخ (۱۳۹۵)

نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: اصغر نصیری
محصول: ایران
مدت: ۹۵ دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان فیلم لو برود.”

 یک یادداشت 

دیشب در سالن سینما، خیلی خودم را کنترل کردم تا مانند اکثر تماشاگران مسلخ (۱) سالن را ترک نکنم. فیلم آغاز شد و در همان ابتدا، بازی‌های وحشتناک و فیلم‌برداری ِ آماتور، بدجور توی ذوقم زد. در خیلی از صحنه‌ها عوض ناراحتی برای کاراکترها و احساس ِ ترس و دلهره، گیج شدم و از ته دل خندیدم! بنابراین تصمیم‌ام بر آن شد که در مورد این فیلم، تنها به یادداشتی با چند نکته بسنده کنم و شأن نقد نویسی ِ فیلم را پایین نیآورم.

مسلخ
مسلخ

۱) فیلم‌نامه شالوده‌ی اصلی هر فیلمی‌ست و به‌عبارتی، فیلم از روی فیلم‌نامه ساخته می‌شود. بنا بر اعتقاد بنده، تا فیلم‌نامه وجود نداشته باشد ـ چه روی کاغذ و چه در ذهن فیلم‌ساز ـ ، هیچ فیلمی هم در کار نخواهد بود و این دقیقا اتفاقی‌ست که برای مسلخ افتاده است. فیلم‌‌نامه‌ای وجود ندارد، پس آن‌چه که روی پرده می‌بینیم، قطعا نامش نمی‌تواند فیلم باشد! واقعا چه کسی به چنین مخلوق عجیبی می‌گوید فیلم؟!

۲) قرار است مثلا شاهد یک کار پر تعلیق باشیم، پس باید ریتم، تند باشد؛ ولی مخاطب به جای تدوین، با کات‌هایی پی‌درپی، بی‌مفهوم و نابه‌سامان طرف است که همان خط سیر جزئی را هم می‌گیرد و نتیجه چیزی نیست جز گیج شدن‌اش.

۳) فرم و محتوا؛ طبیعتا وجود خارجی ندارد.

۴) برای انتخاب لوکیشن، میزانسن، صداگذاری، طراحی صحنه و لباس از واژه‌ه‌ی فاجعه استفاده می‌کنم، فقط باید بگویم امان از دست این کراوات ِ بی همه چیز که هر چه ملت می‌کشند زیر سر آن است و بس!!

۵) اگر موبایل و تلفن بی‌سیم از این به اصطلاح فیلم حذف شوند، چیزی برای ارائه باقی نمی‌ماند!

۶) آوا (نرگس محمدی) به همه می‌گوید طلاق گرفته و همه باور می‌کنند؟! عجبا! آقای نصیری فکر می‌کنم شما در ایران زندگی نمی‌کنید، وگرنه چطور ممکن است چنین چیزی به ذهن‌تان برسد؟ چرا فکر کردید بیننده چنین جمله‌ی خنده‌‌داری را باور می‌کند؟ آوا طلاق گرفته؟ چطوری؟ غیابی؟ چون همسرش خارج از ایران شاغل است؟ یا شاید چون کراوات می‌زند؟ آوا این را گفت و همه باور کردند؟ شما برای این به اصطلاح فیلم، با یک وکیل ِ خانواده صحبت کرده‌اید؟ اصلا چطور است شما راه‌کار ِ این طور طلاق گرفتن‌ها را به مردم ایران ارائه کنید، شاید گره از کاری عده‌ای باز شود!
آقای نصیری، آیا حال ِ شما واقعا خوب است؟ آیا تصور فرموده‌اید که مخاطبین سینما نه شعور دارند و نه مغز؟ اگر یک نفر از کَست شما این موضوع رو نفهمیده یا به هر دلیلی به روی خودش نیآورده، دلیل نمی‌شود که شما همه‌ی مردم ِ ایران را بی‌عقل و شعور فرض کنید! شما چطور جرأت کرده‌اید وقت مردم و پول‌شان را بابت توهمات‌تان به هدر بدهید؟

۷) موسیقی در فیلم، جای خاص دارد، زمان دارد، اندازه دارد. این‌ها را فیلم‌سازی که جرأت می‌کند چیزی بسازد و بگوید فیلم ساخته‌ام، کی قرار است بیآموزد؟

۸) تقابل آوا و آرش (نیما شاهرخ‌شاهی) در خانه و فرودگاه، اوج ِ این کمدی‌ست! درست مانند دیالوگ‌های ماندگار فیلم!

۹) بازی ِ بازیگران فیلم وحشتناک است، حال تصور کنید نابازیگران چطور ایفای نقش می‌کنند، علی‌الخصوص نابازیگر کاراکتر آوَش. بازیگری مسخره‌بازی درآوردن نیست!

۱۰) استفاده از لوکیشن‌های نامناسب، لنز نامناسب و رعایت نکردن فاصله‌ی دقیق بین سوژه و دوربین، موجب ضعف شدید در فیلم‌برداری شده و اعوجاج خمره‌ای در جای‌جای فیلم، خودنمایی می‌کند.

۱۱) در سال ۱۳۵۳ فیلمی به‌نام مسلخ با فیلم‌نامه‌ای از آقای پرویز صیاد و کارگردانی آقای هادی صابر ساخته شد.(۲) دیدن این فیلم برای علاقه‌مندان سینما خالی از لطف نخواهد بود. شروعی آرام همراه با موسیقی‌ای درخور، حرکت نرم دوربین ِ علی‌رضا زرین‌دست و نگاهی که بین آقای صیاد و خانم کسرایی رد و بدل می‌شود، نوید یک فیلم خوب را می‌دهد. توجه کنید که فیلم محصول بیش از سه دهه‌ی پیش است.

۱۲) گله‌ی اصلی من از حوزه‌ی هنری‌ست. بر فرض که هر کسی به خود اجازه داد چیزی بسازد و بیآید و بگوید این را که من سر هم کرده‌ام، نامش فیلم است! خب، هر کس مختار است؛ اما چطور حوزه‌ی هنری چنین کارهای سخیفی را به نمایش می‌گذارد و به مانند آقای نصیری؛ اما به نحو دیگری، به بینندگان سینما توهین می‌کند؛ آن هم در حالی‌که بسیاری از فیلم‌های شایسته و درخور توجه سینمای کشورمان را طی این سال‌ها بایکوت کرده است. پاسخ‌گوی سینماگران مستعد و مسئول و بیننده‌ی معترضی که به او با وقاحت توهین شده، چه کسی‌ست؟

پی‌نوشت:

۱) برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد فیلم مسلخ (۱۳۹۵) اینجا کلیک کنید.

۲) برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد فیلم مسلخ (۱۳۵۳) اینجا کلیک کنید.

این را نیز ببینید

هاری

هاری (۱۳۹۳)

هاری (۱۳۹۳) (۱) کارگردان: امیراحمد انصاری نویسنده: امیرعلی محسنین تهیه‌کننده: مهدی مددکار ژانر: درام-اکشن محصول: …

13 نظرات

  1. کار یک منتقد دیدن دقیق فیلم و ارزش یابی فیلم،گفتن نقاط ضعف و قوت فیلم است که شما در این نقد صرفا نقاط ضعف فیلم را بیان کردید و اینطور که واضح است فیلم را به طور دقیق ندیدید چراکه اوا وقتی میگوید طلاق گرفتم درواقع توهم اوست و حقیقت ندارد.
    من خودم دانشجوی حقوق هستم و وقتی فیلم را دیدم تناقضی با مسائل حقوقی ندیدم…فکر میکنم این شما هستید که باید با یک کارشناس حقوقی صحبت کنید!!
    ضمن اینکه حرفای شما نوعی تخریب و تشویش اذهان عمومی است نه نقد کارشناسانه!!!

    • با سلام. من در مورد نقد فیلم‌ها پاسخی نمی‌دهم اما این بار فکر کردم بد نباشد پاسخ کامنت شما را بدهم، چون دوباره تأکید می‌کنم بر فیلم مسلخ نقد ننوشتم و تنها به نوشتن یک «یادداشت» بسنده کردم:
      ۱) بنده خیلی خوب می‌دانم کار منتقد سینما چیست. این حرفه من است!
      ۲) فیلم مسلخ از نظر من، حتی یک نقطه قوت هم ندارد که بشود به آن اشاره کرد وگرنه حتما آن نکته ذکر می‌شد.
      ۳) از دقیقه‌ی چهل متوجه توهم آن خانم شدم؛ اما اصرار فیلم‌ساز را برای قبولاندن این امر به مخاطب نفهمیدم. این که مادر یا دایه‌ی کاراکتر می‌دانند او توهم دارد مهم نیست، این‌جا احمق فرض کردن مخاطب مهم می‌شود. فیلم‌ساز اصرار می‌کند بیننده بپذیرد که آن دختر طلاق گرفته! تاحال چه کسی توانسته در ایران به این سرعت طلاق بگیرد که از بیننده انتظار می‌رود این امر را باور کند؟ به چه حقی کسی فکر می‌کند می‌تواند مردم را دست بیندازد؟ مردم پول نمی‌دهند که به سینما بروند و بی‌عقل فرض شوند!
      ۴) در هر نقد و یادداشت‌ی که لازم باشد، از نظرات و راهنمایی‌های خانم دکتر «مونا خلیل‌زاده»، دانش‌آموخته‌ی دکتری حقوق بین‌الملل و پژوهشگر استفاده می‌شود. چون می‌فرمایید دانشجوی حقوق هستید، احتمال می‌دهم یا از محضر ایشان و کلاس‌های پر بارشان و یا کتاب‌‌ها و مقالات‌شان بهره برده باشید.
      ۵) شما به من در مورد نظرهایم در این یادداشت تهمت زده‌اید و مرا به «تخریب و تشویش اذهان عمومی» متهم کرده‌اید. این نوع عصبیت و تهاجم کلامی را به حساب ناراحتی‌تان می‌گذارم وگرنه مطمئن هستم که خودتان خوب می‌دانید تهمت‌‌هایی که زده‌اید، قابل پی‌گیری قضایی هستند و احتمالا به همین خاطراست که ایمیل حقیقی خود را ننوشته‌اید. حرکتی که از سوی یک دانشجوی حقوق، بعید است.

      • بسيار دقيق و بجا نقد فرموديد با اينكه لصلا در كار فيلم و سينما تخصصي ندارم بعنوان يك بيننده فقط براي سينماي ايران متاسف شدم و اخساس كردم تمام شخصيت مخاطب با اين فيلم به سخره كشيده شده است
        سپاس

  2. دیشب این فیلم فاخر (!) رو تماشا کردم.
    نقطه ی اوج کمدی توی فرودگاهه ؛ جایی که آرش با لگد میفته به جان آوا!
    صدای تیش تیش لگدهاشم مث فیلم هندی های ۲۰ سال پیش…
    با دیدن این سکانس با صدای بلند خندیدم !!!

    خطاب به کارشناس حقوق (!!!) کامنت بالا:
    جناب کارشناس حقوق!!!!! فرض کنیم که از لحاظ حقوقی مشکلی نداره فیلم.
    اصلا قبول! به دلیل توهم، آوا به همه گفته طلاق گرفتم و از سلامت عقلی و روانی برخوردار نبوده… مادرشم میدونسته دخترش دیوانه ست!!
    اما شوهرش چرا باور کردههههههههههه؟؟؟؟؟؟ یعنی اگر آوا غیابی هم طلاق بگیره لااقل یه کاغذی یادداشتی چیزی… یعنی هیچی از طرف دادگاه نمیفرستن براش که آقا مطلع باش زنت طلاقت داد رفت !!!!!!!!

  3. فیلمش فاجعه بود!!!!!

  4. من از صمیم قلبم متاسفم واسه سازندگان ونابازیگرای این فیلم یعنی واقعا چند بار تا مرز سکته رفتم ازبس حرص خوردم ببخشید ولی شما به نظرم آشغالی بیش نبود این فیلم

  5. سلام. کاملا با یادداشت شما موافقم . این فیلم جز توهین به شعور ملی هیچ چیز هیچ چیز دیگه نداشت
    یک فاجعه برای سینما. آخه عوامل این فیلم با چه اعتماد نفسی و به چه حقی ، مردم رو تا این سطح بی مغز و بی فکر فرض کردن. دیشب این فیلم رو تو خونه دیدم . در مورد نابازیگرای خانم که هیچ نظری ندارم چون انتظار بیشتری ازشون نمیره
    ولی بیشتر از همه برای آقای شاهرخ شاهی متاسف شدم که با چه دلیل و منطقی حاضر شده همچین فیلمی رو بازی کنه .
    وسط فیلم به همسرم گفتم فکر میکنم این نمایش مسخره رو یک نوجوون ۱۰ ساله نوشته .
    حیف وقت حیف پول حیف اسم فیلم برای این نمایش بی سر و ته
    آقای نصیری به خودتون بیاین و برای تمام زمانهایی که باعث شدین تلف بشه از مردم عذرخواهی کنید.

  6. مرده شور این سینما رو ببرن که همچین فیلمهای مزخرفی تولید میکنه. واقعا متاسفم .
    یه ذره هم بزای وقت و پول مردم اررش قایل بشین

  7. وقتی فیلم تموم شد، خییییلی از خودم خجالت کشیدم که نشستم همچین فیلمی رو دیدم… حیف از وقتم… همین

  8. سلام. خوش به حال خودم که این فیلم مزخرف و بی ارزش رو با اینترنت مجانی و دانلود مجانی رو کامپیوتر نگاه کردم و اکثر قسمتهای بی ارزش فیلم رو با دور تند رد کردم.
    بسیار متاسفم برای نرگس محمدی با اون بازی بشدت سطحی و افتضاحش توی این فیلم،
    حالا اگه کارگردان بلد نباشه از تو بازی بگیره آیا خودت هم نباید برای هنر خودت ارزش قائل باشی؟
    وقتی کارگردان کات میداد آیا خودت از اون سکانسی که بازی کرده بودی راضی بودی؟
    من با اینقدر وقت کمی که برای این فیلم گذاشتم باز هم خودم رو مغبون دیدم.
    دیگه شماهایی که پول دادین و رفتین سینما رو نمی دونم چی بگم.
    شاید مثل بعضی قدیمی ها صندلی ها رو پاره کردین.
    کاشکی مثل بعضی کارگردانها این کارگردان هم جرات داشت همراه با تماشاچی این فیلم رو ببینه. تا بفهمه دیگه اینطور با شعور مردم بازی نکنه

  9. بسیار نقد درستی بود در کل این اصلا معلوم نبود چیه
    فقط اینو بگم بهترین بازی بازی چمدانها بود که خیلی حضور پررنگی داشتن و سکانس اوج فیلم هم خیلی کمیک بود وقتی آوا با سیخ از پشت سر آوش رو سوراخ سوراخ میکنه و بازی بازیگر. نقش آوش کولاک بود. متاسفانه من این فیلم رو دیدم

  10. سلام من فیلم رو دیدم البته تا 5دقیقه اول واقعا نمیشه کلمه بهتر از سوپر افتضاخ براش گفت حیف پولی که خرج این مثلا فیلم کردن خانوم نرگس محمدی همون ستایش رو بازی کنن سنگین تره

  11. باسلام،وتشکرازنقدبجای شما،هیچ جای این فیلم به اندازه مسخره گرفتن شعورمخاطب آزاردهنده ومفتضحانه نیست،واقعادرتمام عمرم دیدن یک فیلم اینقدربرایم زجرآورنبود،متاسفانه من این فیلم رادریک جمع مهمانی خانوادگی گذاشتم وموردانتقادات شدید قرارگرفتم وتصمیم گرفتم ازاین به بعداول فیلم راببینم وبعدبرای دیگران بگذارم.باتشکر،کارشناس ارشدروانشناسی بالینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *