خانه / نقد فیلم / همسر (۲۰۱۸)

همسر (۲۰۱۸)

همسر (۲۰۱۸) (۱)

The Wife (2018)

امتیاز فیلم «همسر» از پنج ستاره: **** (چهار از پنج)

کارگردان: بیورن ال. رونگه
نویسنده: جین اندرسون
بر اساس کتاب «همسر» اثر مگ ولیتسر
تهیه‌کننده: رزالی سوییدلین / متا لوییس فولداگر / پیرس تمپست / پیودور گوستافسون / کلودیا بلومهوبه

ژانر: درام
محصول: سوئد / بریتانیا / ایالات متحده آمریکا
مدت: ۱۰۰
دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان سریال لو برود.”

استثمارِ عاطفه

چند وقت پیش برنامه‌ها و شوهای خاله‌زنکی تلویزیون و روزنامه‌ها و مجلات زرد و حالا علاوه بر آن‌ها، کلی شبکه‌ی اجتماعی، وظیفه داشتند و دارند که در زندگی آدم‌های معروف و موفق سرک بکشند و فضولی کنند و پیاز داغ هر اتفاق کوچکی را زیاد؛ گاهی خبرهای خوب را بد جلوه دهند و بد را خوب و خلاصه اخبار دقیقه به دقیقه‌ای از ازدواج و طلاق و.. آن‌ها را پخش کنند. جدا از این اخبار، زندگی‌های عاشقانه و بادوام زوج‌های موفق و معروف را هم پوشش دهند و آن‌ها را الگوی مناسب برای زندگی بقیه معرفی کنند؛ ولی فقط کافی‌ست بعد از مدتی، خبری مبنی بر اختلاف، جدایی، خیانت و چون این‌ها از آن زوج‌های موفق به گوش برسد تا همه شوکه شوند و به هر آن‌چه که تاکنون از خوشبختی آن زوج شنیده و دیده‌اند شک کنند. فیلم همسر، ساخته‌ی بیورن ال. رونگه، فیلمی‌ست شوکه‌کننده در مورد زندگی زوجی به ظاهر موفق و عاشق که جز با فداکاری زن، هرگز کانون آن خانواده حفظ نمی‌شد.

همسر
همسر

به نظر می‌رسد که هنوز، باور عموم این است که زنان، پشت سر مردان موفق هستند نه در کنارشان؛ زن فداکاری می‌کند تا مرد در زندگی به همه چیز برسد و سپس او با موفقیتش، زن و بچه‌هایش را خوشبخت کند. زن، برای روی پای خود ایستادن، موفق بودن و به تعالی رسیدن، کافی نیست، او ضعیف است. زن باید با هر چیزی در زندگی بسازد، باید نجیب باشد، خانه‌دار باشد، صبور باشد، در هر شرایطی پشت همسرش باشد، دم نزند و در یک کلام، زن خوبی برای مردش باشد و حقی بیشتر از آن‌چه که جامعه و عرف برای‌اش تعیین کرده مطالبه نکند، علی‌الخصوص سعی نکند مانند مردان رفتار کند، مثلا اگر خیانت دید، هرگز فکر مقابله به مثل را هم به ذهنش راه ندهد چه رسد به تلافی؛ و اگر این میان هم چند زن موفق و معروف وجود دارند، مطمئنن بدون حمایت مردشان به این مرحله نرسیده‌اند.

اما واقعیت این است که در جامعه‌ی جهانی امروز،‌ جدا از آن همه حرف و شعار از برابری و عدالت، زن و مرد می‌توانند موفق باشند بدون این‌که به دیگری تکیه کنند. البته که شاید طی کردن این مسیر، برای زنان مشکل‌تر باشد، نه به این علت که شرایط در بیشتر نقاط دنیا به نفع مردان است، بلکه به این علت که خودباوری و اعتماد به نفس هنوز در زنان به‌درستی شکل نگرفته و رشد نکرده است. این خودباوری نه به‌درستی در مدارس به دختران آموزش داده می‌شود و نه در منزل و جامعه، در نتیجه بسیاری از مردان نه از سر ناجوان‌مردی و بی‌عاطفگی، بلکه بر اثر آن‌چه که به غلط از کودکی آموخته‌اند، زنان را باتوجه به احساسات و عواطف‌شان استثمار و از آن‌ها و عشق‌شان برای پیشرفت و موفقیت خود استفاده می‌کنند، چیزی که به‌خوبی و کمال، در فیلم همسر، شاهدش هستیم.

همسر
همسر

جون (گلن کلوز) و جوزف کسلمن (جاناتان پرایس) زوجی موفق هستند، ازدواج‌شان بادوام بوده، فرزندانی برومند دارند و دخترشان هم به‌زودی قرار است فارغ شود و نوه‌ای زیبا به آن‌ها هدیه دهد. به نظر می‌رسد زندگی آن‌ها، درست مانند تخت‌خواب‌شان گرم است و نقصانی درش وجود ندارد، مخصوصن که خیلی زود، پای جایزه‌ی نوبل ادبیات هم به میان کشیده می‌شود و به‌طور رسمی از جوزف که برنده‌ی نوبل ادبیات شده برای شرکت در مراسم اهدای جوایز دعوت می‌شود؛ ولی چه چیزی موجب می‌گردد بعد از دیدن شادمانی زن و مرد که از فرط ذوق، کودکانه روی تخت‌خواب‌شان بالا و پایین می‌پرند، به این عشق و زندگی و جایزه شک کنیم؟ پسرشان و بدقلقی‌های او یا مبالغه کردن‌های جوزف و خودپسندی‌اش؟ همه چیز به نظر ایده‌آل می‌‌آید و احتمالن بعد از سخنرانی عاشقانه‌ی جوزف در مدح همسرش در جمع مهمانان، دل ما هم لرزیده باشد؛ اما یک چیزی در درون‌مان می‌گوید جایی از کار می‌لنگد؛ چرا؟

همه چز برمی‌گردد به بازی بی‌نظیر گلن کلوز در طول فیلم علی‌الخصوص نگاه مبهم او هنگامی‌که گوشی تلفن را در دست دارد و می‌شنود همسرش برنده‌ی نوبل ادبیات شده است؛ این نگاه بیش از آن‌که شادمانی و شوکه شدن را در خود داشته باشد، بهت و تردید و غم را منتقل می‌کند تا هم ناخودآگاه مخاطب را درگیرِ راز پنهانِ قصه کند و هم صحه بگذارد بر این که چشم، گویاترین عضو بدن بازیگر است. چشم‌ها هیچ وقت دروغ نمی‌گویند، چشم‌ها بر ملا کننده‌ی اسرارند و بیورن رونگه بهترین استفاده را از چشم بازیگرش و این سکانس کرده تا نکته‌ای را از همان دقایق ابتدایی، هم بگوید و هم نگوید و مخاطب را کنجکاو و درگیر داستان کند، مخاطبی که شاهد یک خوشبختی باشکوه است؛ ولی ته دلش، چیز دیگری حس می‌کند؛ گویا تفاوتی بین تصویرِ این خوشبختی و واقعیت وجود دارد.

همسر
همسر

داستان خیلی خوب رشد می‌کند و به‌سادگی و بدون اغراق روابط خانوادگی کسلمن‌ها را به‌نمایش می‌گذارد. شاید بگو مگوهای جوزف و پسرش در ابتدا خیلی جدی به‌نظر نرسد و یادآور درگیری‌های متداول بیشتر پدران و پسران و اختلاف نظرهای آنان باشد؛ اما کم‌کم تنش بین آن‌ها بیشتر شده و همین پیله کردن‌ها و دعواهای پدر و پسر می‌شود یکی از دلایل بر ملا شدن راز داستان. رونگه عجله‌ای ندارد و نرم‌نرم مخاطب را به درون زندگی زوج میان‌سال می‌برد تا یکی از تکان‌دهنده‌ترین قصه‌های دهه اخیر را تعریف کند: استثمار عاطفی یک زن.

جوزف را مردی خودشیفته، موفق، سر و زبان‌دار، احساساتی، مهربان و وابسته به همسرِ باوقار و آرامش می‌شناسیم، مردی محترم و خانواده دوست؛ ولی همین مرد زمانی که به دخترک عکاس علاقه نشان می‌دهد و سپس با او خلوت می‌کند از چشم می‌افتد؛ اما این پایان راه نیست. ما به لطف بیوگرافی‌نویس سمج که چون کاتالیزور عمل می‌کند، متوجه می‌شویم که خیانت جوزف به همسرش یک بخش است و دزدیدن دست‌رنج او و استثمارش، بخشی دیگر.

جدا از این‌که فیلم همسر، سکانس‌‌های عالی کم ندارد – چون دعوای جوزف و جون در هتل، روبه‌رو شدن پسرشان با حقیقت، روبه‌رویی خانواده‌ی کسلمن و خانواده‌ی برنده نوبل فیزیک، منتقلب شدن جون در هنگام صرف شام بعد از اهدای جوایز نوبل و.. – زوج کلوس و پرایس در کنار هم می‌درخشند و هر دو بازی فوق‌العاده‌ای از خود را به نمایش می‌گذارند. دو بازیگری که می‌توان یکی از بهترین زوج‌های چند سال اخیر سینما نامیدشان.

بعد از دیدن فیلم همسر، این سوال در اذهان پر رنگ می‌شود که آیا بسیاری از زندگی‌های موفق، در ذات موفق هستند یا نه؟ آیا این زندگی‌ها با فداکاری و همت همه‌ی اعضای خانواده شکل گرفته‌اند یا فقط یک نفر است که تاکنون پایه‌های آن را از خم شدن، کج شدن، سست شدن و فرو ریختن حفظ کرده؟ واقعن در دنیای امروز، چند زن وجود دارند که به دلیل عدم خودباوری و سواستفاده اطرافیان از موفق شدن و رو به تعالی حرکت کردن باز مانده‌اند؟ چند زن نویسنده در گوشه‌ی خانه هستند که اگر جدی به حرفه‌ی نویسندگی می‌پرداختند، شانس برنده شدن نوبل ادبیات را داشتند؟ احساس، عشق و عاطفه‌ی چند زن تاکنون مورد بهره‌کشی نزدیکان و عزیزترین افرادش قرار گرفته است؟ نگارنده معتقد است که پاسخ این سوالات را باید در چشمان امیدوار و مصمم زنان یافت، مثلن در چشمان جون؛ همان چشمانی که ابتدای فیلم سرشار از تردید و غم بودند؛ ولی در نهایت برق امید، شادی و خودباوری در آن‌ها هویدا شد.

پی‌نوشت:

۱) برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد فیلم «همسر» اینجا کلیک کنید.

این را نیز ببینید

آسانسوری به‌سوی قتل‌گاه

آسانسوری به‌سوی قتل‌گاه (۱۹۵۸)

آسانسوری به‌سوی قتل‌گاه (۱۹۵۸) (۱) (۲) Ascenseur pour l’échafaud (1958) Elevator to the Gallows (1958) …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *