خانه / خط خطی / هنرمند، منتقد، مخاطب

هنرمند، منتقد، مخاطب

هنرمند، منتقد، مخاطب

نه سخت است و نه پیچیده؛
وقتی می‌دانیم که هر اثر هنری، دیالوگی‌ست بین خالقِ اثر و مخاطب، پس نقدِ اثر هم دیالوگی‌ست بین منتقد و مخاطب.

هنرمند، منتقد، مخاطب
هنرمند، منتقد، مخاطب

هنرمند یا به اثرش ایمان دارد، یا ندارد. اگر ایمان دارد، بعد از اتمام کار، پروژه جدیدش را آغاز می‌کند و اگر ایمان ندارد و سستی در خود و اثرش می‌بیند، شروع می‌کند به نشان دادن عکس‌العمل‌هایی غریب نسبت به هر نظر و نقدی که بر کار او وارد می‌آید؛ با هر تشویقی شاد و با هر مخالفتی ناراحت می‌شود.
شاید برای هر هنرمندی بهتر آن باشد که با نگاه منطقی، جهان را ببیند و تکلیفش را باخودش روشن سازد که اصلا به نقدها توجه کند یا نه.
اگر توجه نمی‌کند که هیچ و ختم کلام؛ ولی اگر قصد دارد نقدهای وارد آمده را بر ثمره‌ی کارش بخواند و بداندشان، باید بیآموزد شکیبایی را که نقد در ذات تلخ‌ست و گزنده و دور از تعارفات معمول و بی‌پایه؛ نه این‌که در اثر خوانش نقدها، خون او به جوش آید و بنشیند و انواع و اقسام متن‌های چند سطری یا چند صفحه‌ای پرتبختر و پرتفرعن را نگاشته (گاهی هم با اظهار لطف به منتقد و خانواده‌اش) و سعی کند به غلط، چون مهتری، از اثرش دفاع کند، غافل از این‌که،

«مدافع هر اثر هنری، خود اثر است و لاغیر.»

به هر روی این رفتارها از جانب هنرمند در نظر منتقد و مخاطب و سایر هنرمندان، نشان از خامی و ناشیگری دارد و حرفه‌ای نبودن شخص هنرمند را اثبات می‌کند، حتی اگر او مدعی سال‌ها کار هنری باشد.

پی‌نوشت:
اگر چنین داعیه‌دار می‌نویسم و احساس شکننده‌ی هنرمند را هنگام نقد شدن به چالش می‌کشم، خود نقدهای کوبنده بر اثرم را تجربه و صبورانه تحملش کرده‌ام؛ که گواهان آن جلسه، مشتمل بر منتقدین و حضار، جمله می‌گویند سرفراز از آن محفل بیرون آمده‌ام، که بابتش، یزدان را سپاس می‌گزارم.

این را نیز ببینید

سانسوربازی

سانسوربازی

سانسوربازی چه یک ثانیه، چه یک دقیقه،‌ چه یک ساعت؛ هیچ فرقی نمی‌کند وقتی دیگری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *