خانه / خط خطی / پرچمِ برعکس

پرچمِ برعکس

«پرچمِ برعکس» (۱)

وقتی در فیلم «بلکککلنزمن» (۲) از پرچمِ برعکس آمریکا بر روی پوستر و صحنه‌ی آخر استفاده شد، خیلی‌ها به‌کار بردن این نماد را، نه حرکتی هوش‌مندانه بلکه شلوغ‌کاری و زیاد کردن پیاز داغِ ماجرای سیاه‌پوستان و اقلیت‌های نژادی و دینی و.. در آمریکا دانستند؛ اما تنها دو سال بعد از این فیلم، مشخص شد پیش‌بینی اسپایک لی و تیمش چه‌قدر درست بوده و مرگِ جوروج فلوید در کنارِ بی‌کاری گسترده و بی‌سابقه در آمریکا و نارضایتی از آن‌چه که ویروس چاق و گرد و چربِ کرونا به ایالات متحده تحمیل کرد، چون جرقه‌ای بود که در بشکه‌ی باروت افتاد و دقیقن این‌جاست که تفاوت هنرمندان باهوش که بادقت اوضاع اجتماع را رصد می‌کنند با دیگر هم‌کاران‌شان مشخص می‌شود.

پرچمِ برعکس
پرچمِ برعکس

هنرمندانی که برخلاف اکثر سیاست‌مداران در کنار و بین مردم زنده‌گی می‌کنند و افق دیدشان گسترده‌ست، درست به‌مانند مسعود کیمیایی که تظاهراتِ در سکوت ایرانیان که به جنبش سبز معروف شد را در فیلم «سربازهای جمعه» _ محصول سال هشتاد و دو _ شش سال جلوتر از هر سیاست‌مدار و تحلیل‌گری دید.

رسالت هنرمندِ اجتماعی‌ساز، همین است که آینده را پیش‌بینی کرده، اخطار دهد و پلی شود بین عقاید مختلف جاری در جامعه و اتحاد ایجاد کند برای حرکت رو به تعالی، نه این‌که پشت به ملت کرده و “قلاده‌های طلا” را بسازد یا که بر روی اعتراضات مردمی موج‌سواری کند و بی‌هیچ نتیجه‌گیری‌ای خروجی کارش بشود “آشغال‌های دوست‌داشتنی”.. (۳)

فیلمِ اجتماعی ساختن، جدا از ذوق و احساس و فراست،دغدغه‌مندی خاصی می‌طلبد که به دو علت عمده، چندی‌ست در سینمای ما جایی ندارد:
یک) اقتصادِ بیمار ایران و وسوسه‌ی درآمدِ بیش‌تر که اجتماعی‌سازان خوب را هم به سمت گیشه‌ی کمدی‌های باسمه‌ای سوق داده
دو) سخت‌گیری‌های عجیب و شتاب‌زده و سانسورهای غرض‌ورزانه که حتا اثر درخشان و روشن‌گری چون «خانه پدری» (۴) را برنمی‌تابد و سیاه‌نمایی (نگارنده از این اصطلاح متنفر است) می‌خواندش و لابد حتا نزدیک شدن به سوژه‌های نوش‌دارو پس از مرگِ سهرابی چون جان باختن دردناکِ آسیه پناهی نیز در سیستم فعلی امکان‌پذیر نخواهد بود چرا که برای ساخت فیلم، اول باید مجوزِ سوژه را گرفت و بعد آن را اگر میسر شد و از هفت خان‌های دیگر گذر کرد، ساخت!

و همه‌ی این‌ها در حالی‌ست که فیلم «دایره مینا» موجب به وجود آمدن سازمان انتقال خون در ایران شد و قدرت سینمای اجتماعی را بر همه‌گان آشکار کرد و حال چند سالی‌ست که گویا عامدانه و با برنامه‌ریزی، ساختِ فیلم اجتماعیِ اثربخش، از جامعه‌مان دریغ می‌شود.
واقعن چرا؟!

پی‌نوشت:

۱) مفهوم پرچمِ برعکس: “اوضاع کشور بسیار خراب‌تر از آن چیزی‌ست که به نظر می‌آید!”

۲) برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد فیلم «بلکککنزمن» این‌جا کلیک کنید.

۳) برای مطالعه‌ی نقد و بررسی فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» در همین سایت این‌جا کلیک کنید.

۴) برای مطالعه‌ی نقد و بررسی فیلم «خانه پدری» در همین سایت این‌جا کلیک کنید.

این را نیز ببینید

جنبش من هم

جنبش من هم

«جنبش من هم» این متن را به تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۱۸ در اینستاگرم منتشر کردم، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *