خانه / نقد فیلم / کوه (۲۰۱۶)

کوه (۲۰۱۶)

کوه (۲۰۱۶) (۱)
(2016) Monte

کارگردان: امیر نادری (۲)
نویسنده: امیر نادری / دوناتللو فومارولا
تهیه‌کننده: Zivago Media, Citrullo International, Cineric Inc in association with Cine Sud Promotion, Rai Cinema
ژانر: درام
محصول: ایتالیا / ایالات متحده آمریکا / فرانسه
مدت: ۹۰ دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان فیلم لو برود.”

همت برای تغییر

اگر در پی تغییراتی بنیادین در درون خود، جهان‌بینی و اعتقادات‌تان هستید، به‌هیچ وجه دیدن فیلم کوه، اثر آقای امیر نادری را از دست ندهید. فیلمی که به باور من، بیشتر از همه برای نسل جوان ساخته شده است. فیلمی جسورانه از سینمای مستقل که به هر فردی، جرأت و جسارت متفاوت بودن را می‌دهد و کمکش می‌کند ثابت قدم باشد و با اتکا به خود و توانایی‌هایش، بتوانید زندگی و راه روشی که به آن ایمان کامل یافته را، دنبال کند.

فیلم کوه، فیلمی‌ست نمادین که در برابر خرافه و تحجر ایستاده و به آدمی گوشزد می‌کند، هیچ چیز در برابر خواست و اراده‌ی اشرف مخلوقات، تاب و توان مقاومت ندارد.

کوه
کوه

فیلم با نماهایی وهم‌انگیز از کوهستانی در ایتالیا در قرن چهاردهم میلادی در بین مه و سایه و صدای باد و احشام، شروع می‌شود و از همان ابتدای کار، بذر ترس و ناامنی را در دل مخاطب می‌کارد؛ اما وقتی بیننده، کاراکترهای عزادار فیلم را با آن حال غم‌زده و لباس‌های مندرس در برابر عظمت و خلل ناپذیری کوه می‌بیند، کم‌کم به شوم بودن این سنگ‌های عظیم‌الجثه پی می‌برد و بیش از پیش از آن‌ها می‌هراسد. در برابر این همه ماتم، وقتی نینا (کلودیا پوتنزا) در فراق فرزندش می‌گرید و شیون می‌کند، کوه مدام در پی پاسخ‌گویی‌ست. مانند گله و گله‌گذاری، انسان و کوه توأمان به هم می‌غرند و پرخاش می‌کنند، یکی می‌گوید و دیگری پاسخ می‌دهد؛ اما صدای کوه به مراتب بلندتر از آدمی‌ست و اگر هم بخواهد زهر چشمی بگیرد طغیان کرده و بر سر انسان‌ها ریزش می‌کند تا با صدایی به‌مراتب بلندتر بگوید: «ای انسان، تو در این جنگ مغلوبه‌ای.»

داستان پیش می‌رود و درمی‌یابیم که زمین‌های محصور بین کوه، جایی که آفتاب هم نمی‌تواند به درونش سرک بکشد، ارثیه‌ایست که اجداد آگوستینو (آندره‌آ سارتورتی) برایش باقی گذاشته‌اند و او برخلاف بقیه‌ی افراد خانواده، حاضر نیست از ارثیه‌اش بگذرد. روحیه‌ی مقاوم آگوستینو از همین‌جا بر بیننده آشکار می‌گردد. همان روحیه‌ای که مخاطبین سینمای آقای نادری در ایشان سراغ دارند و با آن به‌‌خوبی آشنا هستند. آگوستینو در ابتدا نرمش و صبر نشان می‌دهد؛ اما کم‌کم مقاومت و جنگیدن را بر می‌گزیند، دقیقا مانند اسطوره‌ی فیلم «تنگسیر»، «زار ممد». (۳) هم زار ممد و هم آگوستینو قهرمانان داستانی حماسی هستند و تنها تفاوتی که با هم دارند بر سر خانواده‌شان است. در هر دو قصه همسر و فرزندان کاراکتر قهرمان، با او همراه، همدل و هم‌عقیده‌اند؛ اما زارممد نمی‌گذارد همسرش و بچه‌هایش قاطی ماجرا شوند و زن ِ زار ممد هم از این خواسته‌ی شوهرش تبعیت می‌کند، در حالی‌که همسر آگوستینو، نینا، به سوی او بازمی‌گردد و وجودش در کنار همسرش به روحیه‌ی حنگندگی ِ بیشتر می‌بخشد. در هر دو داستان عشق به خانواده موج می‌زند؛ اما در قصه‌ی کوه بر همبستگی هر چه بیشتر اعضای خانواده تأکید شده است. خانواده‌ای که با هم تلاش می‌کنند، به فکر هم هستند و در بدترین شرایط ممکن همدیگر را تنها نمی‌گذارند و در نهایت به هدف‌شان می‌رسند.

کوه (یادداشت آقای امیر نادری برای فیلم کوه)
کوه (یادداشت آقای امیر نادری برای فیلم کوه)

صبر آقای نادری و تیم ایشان در برابر طبیعت و طنازی‌هایش، ستودنی‌ست. بیشتر نماهای فیلم در نور طبیعی گرفته شده‌اند که مستلزم شکیبایی‌ست آن هم در محیطی کوهستانی که هر لحظه طبیعت به یک رنگ خواهد بود. طلوع، غروب، تغییر فصول و فیلم‌برداری دوگانه که هم شاعرانه‌ست و هم وهم‌آلود، فرمی خاص به هر نما داده است.

فیلم در قرون وسطی اتفاق می‌افتد. زمانی‌که اکثر پیروان حضرت مسیح (ع) زیادی در دین فرو رفته‌اند. در دهکده مدام صدای ناقوس کلیسا بلند است، صلیب و نمادهای مذهبی در همه جا خودنمایی می‌کنند، مردم به نفرین‌شدگی و طلسم و باطل سحر اعتقادی راسخ دارند و خرافه‌پرستی را برای لحظه‌ای کنار نمی‌گذارند. این مردم ادعای دین‌داری دارند؛ ولی آگوستینو، یکی از بندگان خدا را، به‌دلیل جهل و تعصبات‌شان، آزار می‌دهند!

داستان فیلم و نمادهایی که آقای نادری با دقت و ظرافتی خارق‌العاده برای آن در نظر گرفته‌اند، همگی نشان از متفکر بودن اوست. ایشان با دقت تمام، در قالب داستانی از قرون وسطی زندگی امروزه‌ی بسیاری از مردم جهان را به چالش کشیده‌اند که به‌جای عمل‌گرا بودن، تنها دست به دعا برمی‌‌دارند و یا می‌گویند فلان اتفاق خواست و مشیت الهی‌ست و از کنترل و اراده‌ی ما خارج. مردمی که رخوت را به حرکت ترجیح می‌دهند.

کوه
کوه

آگوستینو شاید نتواند با مقدسات ارتباط برقرار کند؛ ولی انسان درستکاری‌ست. فرزند دیگران را چون فرزند خود می‌داند و از دزدی و اعمال شنیع، آن هم در بدترین شرایط زندگی و زمانی‌که خانواده‌اش گرسنه هستند، خودداری می‌کند. او با این‌که می‌داند دل نینا می‌شکند، حاضر است تنها دارایی‌شان را بفروشد؛ اما خطا نکند.

خیلی زود آگوستینو درمی‌یابد که یا باید مانند عموزاده‌هایش مهاجرت کند و یا با کوه، این نماد تحجر، زورگویی، ظلم و سرسختی، به مقابله پردازد؛ یا هم‌چنان صبر پیشه کردن و یا مواجه شدن و عمل کردن. حالا نینا هم دست از دعاکردن، مویه کردن و غرق در توهمات و تفکرات بودن بر می‌دارد و به حرکت کردن می‌رسد. او پا به پای آگوستینو در صدد نابودی کوه بر می‌آید و بعد از مدتی آن‌ها اندکی از مزد زحمات‌شان را می‌گیرند، آب می‌یابند، غذا پیدا می‌کنند و فرزند گم‌شده‌شان، جیووانی (زاک زانگلینی) به آغوش خانواده باز می‌گردد.

کوه مدام جیغ می‌زند و صداهایی که سالیان در دل خود داشته را منعکس می‌‌کند، نفیر زن‌ها و مردهایی که کوه نابودشان کرده است و حالا این کوه است که در برابر اراده‌ی خانواده‌ی آگوستینو، در حال فروپاشی‌ست، گرچه که در ظاهر نشان نمی‌دهد و بیننده شاید بعد از مدتی فکر کند کار این خانواده، کاری عبث است.

کوبیدن پی‌درپی پتک به کوه همراه با فریادهای آگوستینو و جیووانی، نه تنها مخاطب را خسته و دلگیر می‌کند، بلکه ممکن است او کاملا، ناامید شود. اتفاقی که کاملا آگاهانه صورت گرفته است. آقای نادری با درایت تمام، هر لحظه حس ناامیدی و بی‌ثمر بودن را در بیننده افزایش می‌دهد تا جایی‌که او را به مرز کلافگی مطلق می‌رساند . مخاطب می‌خواهد فریاد بزند: «این کار عبث را تمامش کنید»؛ اما یارایش را ندارد و درست زمانی‌که به نظر همه چیز بیهوده است، آن اتفاق، باشکوه تمام می‌افتد، نفس را در سینه‌ها حبس می‌کند و بیننده، طعم شیرین پیروزی را به خوبی، می‌چشد و حسش می‌کند. حالا نوبت خورشید است، نماد رهایی و موفقیت، تا با قدرت بتابد، زندگی و حیات دوباره می‌ببخشد و کل خانواده‌ی متحد ِ آگوستینو را در آغوش گرم خود، چای دهد.

فیلم کوه، در سینمای مستقل ساخته شده و وسواس آقای نادری عزیز در پروراندن سوژه، انتخاب بازیگر، میزانسن، فیلم‌برداری و تدوین کاملا مشخص است. فیلمی که در جای جایش نمادهای مذهبی به‌صورت فیزیکی و معنوی حضوری پررنگ دارند و انتخاب‌ها و راه روش زندگی‌مان را بدون اشاره‌ی مستقیم به چالش می‌کشد. کوه فیلمی‌ست عمیق با روایتی جذاب و ریتمی ثابت که در وجود مخاطب رخنه و او را درگیر ِ خود می‌کند. فیلمی که در لحظاتی خاص از زندگی به جلوی چشم‌مان می‌آید و محال است از خاطر برود.

پی‌نوشت:

۱) برای مطالعه مصاحبه‌ی آقای نادری در مورد فیلم کوه، اینجا کلیک کنید.

۲) برای دریافت اطلاعات در مورد آقای امیر نادری اینجا کلیک کنید.

۳) برای دریافت اطلاعات در مورد فیلم تنگسیر اینجا کلیک کنید.

این را نیز ببینید

آسانسوری به‌سوی قتل‌گاه

آسانسوری به‌سوی قتل‌گاه (۱۹۵۸)

آسانسوری به‌سوی قتل‌گاه (۱۹۵۸) (۱) (۲) Ascenseur pour l’échafaud (1958) Elevator to the Gallows (1958) …