خانه / نقد فیلم / یتیم‌ خانه ایران (۱۳۹۳)

یتیم‌ خانه ایران (۱۳۹۳)

نویسنده و کارگردان: ابوالقاسم طالبی
تهیه‌کننده: محمدرضا تختکشیان
ژانر: درام / اجتماعی / تاریخی / اکشن
محصول: ایران
مدت: ۱۲۰ دقیقه

“توجه فرمایید،‌ با خواندن این مطلب، ممکن است داستان فیلم لو برود.”

 “یتیم‌های مشروطه‌ی مشروعه”(۱)

شهر رشت. آرامگاه یونس استادسرایی، ملقب به “میرزا کوچک خان جنگلی”. راوی، خانمی‌ست مسن که خود را دختر “محمدجواد بنکدار” (علی‌رام نورایی)، معروف به “سالار خان” و از یاران نزدیک میرزا کوچک خان معرفی می‌کند.

یتیم خانه ایران
یتیم خانه ایران

همراه با سخنان راوی، به سال ۱۲۹۶ خورشیدی در جنگل‌های گیلان قدم می‌گذاریم. جا و زمانی که نیروهای ارتش انگلستان،‌ به رهبری “جان استرا” (برایان طرفه)، برای مسیریابی می‌خواهند سالار خان را زنده اسیر کنند! یعنی در کل خطه گیلان، هیچ‌ راه بلد دیگری نبود جز سالار خان. عجب! اگر هدف از اسیر کردن سالار خان، تضعیف نیرو و روحیه‌ی جنگلی‌ها بیان می‌شد، بی‌شک مورد قبول بود؛ اما دزدیدن او تنها به‌صرف بلد ِ راه خواستن،‌ موضوع دیگری‌ست.

با خیانت خائن‌هایی که همیشه هستند، سالار خان به دست نیروهای انگلیس می‌افتد و با این که تیر خورده، چشم چپ استرا را کور می‌کند و در موقعیتی مناسب از دست اجنبیان می‌گریزد و به دامان خانواده و شهرش تهران، باز می‌گردد.

حاج آقا بنکدار (داریوش اسدزاده)،‌ پدر سالار خان است. مردی که چیزی به آخر عمر ِ با عزتش نماده و خودش هم می‌داند که رفتنی‌ست. رنجور از بیماری و دل‌نگران کشور و ملتش و علی‌الخصوص میراث اصلی‌اش، یتیم خانه ایران. انتخاب نام ایران برای یتیم خانه، هوشمندانه‌ست. در حقیقت یتیم خانه‌ی خاندان بنکدار، استعاره‌ایست از کل کشورمان ایران، در آن زمان. ایران و ایرانی‌ای که در آن دوره به خاطر بی‌کفایتی شاه‌، اطرافیان‌‌اش و مسئولان‌ امور، واقعا یتیم شده بود.

استرا که حالا به “انگلیسی یک چشم” معروف شده، می‌داند سالار خان در تهران است و به‌دنبال او و برای اعاده‌ی حیثیت ِ از دست رفته‌اش در ارتش بریتانیا، راهی تهران می‌شود و روز خاکسپاری پدر سالار خان،‌ وارد شهر. سالار خان بلافاصله او را می‌شناسد؛ اما از آن‌جایی که به جنگلی‌ها بدبین شده و به‌واسطه قولی که به پدرش داده، فقط می‌خواهد از بچه‌های یتیم خانه ایران مراقبت کند و سرش به کار خودش باشد، آسیبی به او نمی‌زند و از کنارش می‌گذرد.

کشور را قحطی گرفته. مردم گرسنه‌اند. مایحتاج یتیم خانه، به‌دست سالار خان نرسیده و او در پی آزاد کردن مالش است. نزد عبد‌الستار (جعفر دهقان)، تاجر معروف رفتن یا پیش برادر ناتنی‌اش، میرزا محمود خان فرقی با هم ندارد. درها همه بسته‌اند.

شیوع وبا، امان همه را می‌بُرد. مرگ، سایه‌ی شومش را بر سر ایران انداخته و این سایه کم‌کم همه‌کس و همه‌چیز را می‌بلعد. ابتدا، کودکان را. برای مقابله با بیماری همه کار می‌کنند، حکیم (فرخ نعمتی)، عموی سالار خان هم از هیچ کمکی دریغ نمی‌کند؛ اما بیماری مهلک است و ناجوانمردی ِ خود فروختگان هم مزید بر علت ِ پر پر شدن ملت ایران است.

فضل‌الله،‌ پسر سالار خان و خاتون (بهار محمدپور) هم که به وبا مبتلا شده،‌ ثابت می‌کند که پسر همان پدر است و دو کودک، مانند خودش را به مریض‌خانه می‌رساند، گرچه که دیر می‌شود،‌ هم برای کودکان و هم خودش. حالا که نه غذا هست و نه دارو و جان بقیه بچه‌های یتیم خانه مانند فضل‌الله در خطر است، سالار خان روزه سکوت را می‌شکند و یاغی‌گری را آغاز می‌کند. ارتش بریتانیا دارو دارد. باید به کاروان آن‌ها برسد. خاتون مسئولیت یتیم خانه را در غیاب همسرش بر عهده می‌گیرد. گرچه در اثر این همه فشار و علی‌الخصوص با رفتن فضل‌الله، متزلزل و درمانده شده‌،‌ باز هم مقاومت می‌کند و سرپا می‌ماند.

سالار خان و مردانش به هر شهر و آبادی که می‌روند فقط مرگ است و عزا و گرسنگی. شاهد فلاکت مطلق مردم در آن دوره هستیم. آن‌قدر مرگ و میر زیاد است که گورکن‌ها به کندن گورهای دسته‌جمعی روی آورده‌اند.

به کاروان انگلیسی‌ها نزدیک شده‌اند. با کمک حسام (علی شادمان) پسر میرزا محمود بنکدار، برادرزاده سالار خان و مردم درمانده‌ی یک شهر، داروها به‌دست سالار خان و رفقایش می‌افتد. بچه‌های یتیم خانه از وبا نجات می‌یابند.

مرگ حسام زیر شکنجه و هم‌زمان کمک پدرش به انگلیسی‌ها و سپس لو دادن برادرش، سالار خان، یکی از غم‌انگیزترین بخش‌های فیلم است.

جان استرای یک چشم، دوباره از سالار خان زخم خورده، و با کمک عبدالستار، به جست‌وجوی سالار خان به یتیم خانه می‌آید و بچه‌ها را می‌کشد و به اسارت می‌گیرد. خبر به سالار خان می‌رسد. به یتیم خانه می‌رسد و عبدالستار را به دام می‌اندازد. سالار خان و رفقایش متوجه وجود انبارهای مملو از غلات و غذا در سنگلج تهران می‌شوند و در ِ این انبارها را به روی مردم گرسنه و قحطی‌زده می‌گشایند. استرا به تلافی شکست‌های پی‌درپی از سالار خان، مردم را در تیمچه می‌کشد.

کاری نهایی برای سالار خان باقی‌ست. انتقام از استرا. سالار خان کار را تمام می‌کند.

شروع فیلم یتیم خانه ایران خوب است؛ اما متاسفانه مانند اکثر فیلم‌های سینمای‌مان در این روزها، به میانه‌ی فیلم  و تقابل فیلم‌نامه که می‌رسد، افت چشمگیری می‌کند. صحنه‌ها پشت سر هم تکرار می‌شوند. تکرار و تکرار. انسجامی هم در فیلم‌نامه و بین صحنه‌ها نیست. دیالوگ‌ها به سبک آن دوره از ایران‌ست که فیلم در بسترش روایت می‌شود و قابل فهم برای امروزی‌ها. بیشتر به نظر می‌آید که فیلم یتیم خانه ایران،‌ کپی‌ای از روی آثار زنده‌یاد، علی حاتمی باشد که فقط در بخش طراحی ِ بسیار خوب صحنه و لباس، توانسته از پسش برآید. موسیقی فیلم هم به‌مانند صحنه‌هایش، انسجام ندارد.

کارگردانی متوسط است. صحنه‌های زد و خورد فیلم و به اصطلاح اکشن، مانند هم هستند و با هم مو نمی‌زنند و از نوآوری و خلاقیت هم خبری نیست. فیلم‌برداری هم به مانند کارگردانی‌‌ست؛ زوایه لو انگل و نمای مدیوم شات، آن‌قدر در فیلم‌برداری استفاده شده که بعد از مدتی برای یک فیلم ِ دو ساعته، حوصله سر بر می‌شود. شخصیت‌پردازی خاصی صورت نگرفته. پرسوناژها یا سفیدند یا سیاه و اعمال‌شان قابل حدس است؛ ولی بازی‌ها درخشان است.

مکالمات فیلم شعارهایی هستند که همیشه شنیده‌ایم و می‌شنویم. آقای طالبی هم که مانند همیشه بی‌طرفی را در فیلم‌هایش رعایت نمی‌کند و هر چه که تفکر و ایده‌اولوژی خودشان باشد را به‌خورد مخاطب می‌دهد. ایشان در فیلم‌نامه به خاطرات “ژنرال دنسترویل” اشاره می‌کند. این ژنرال در بخشی از خاطرات خود در مورد شهر همدان چنین ادعایی دارد: “ثروتمندان همدان، سود کلانی از فروش غله به انگلیسی‌ها نصیب‌شان شده‌بود؛ اما میل نداشتند به برادران دینی فقیر خود کمک کنند، تا زنده بمانند.” به‌نظر نمی‌آید سودی نصیب این ژنرال انگلیسی می‌شد تا در مورد دین افراد، دروغ بگوید. حالا می‌رسیم به شخصیت عبد‌الستار با بازی متفاوت و عالی جعفر دهقان. با یک یهودی مثلا تازه مسلمان در تهران مواجهیم که خود ِ پلیدی‌ست و بارها و بارها در فیلم به کلیمی بودنش اشاره می‌شود. آقای طالبی به‌نحوی او را ترسیم می‌کند که در آخر مخاطب حس قوی نفرت‌ و انزجار نسبت به او پیدا می‌کند. شخصیت پرستار را هم داریم که مسیحی‌ست و این را از روی گردنبندش می‌فهمیم، وگرنه در فیلم هرگز به‌صورت کلامی به دین دختر پرستار اشاره نمی‌شود. دیالوگی در فلاش‌بک از لرد یاکوب انگلیسی در محضر شاه وقت کشورش، نقل می‌شود: “تفرقه بنداز و حکومت کن.” آیا آقای طالبی با زیر سوال بردن بخشی از هم‌وطنان‌‌شان، سعی در تحکیم وحدت بین ایرانیان دارند؟ جای تاسف است که هنر، ابزاری می‌شود برای ایجاد نفرت و تفرقه بین مردم یک کشور ِ با اصالت، به‌نام ایران.

در فیلم یتیم خانه ایران، ذکر می‌شود که این فاجعه‌ی انسانی، در تاریخ ایران مهجور مانده و ذکر نشده‌است. کاملا صحیح است و باید برای ساخت فیلم یتیم خانه ایران، قدردان آقای طالبی و تمامی عوامل فیلم بود. هر ملتی که تاریخش یا بخشی از آن را نداند، ناآگاه بار می‌آید. تحریف تاریخ، یا بیان نکردن بخشی از آن بسیار بد است و اثرات مخربی دارد، چه حذف فاجعه‌ای که در دوران جنگ جهانی اول در کشور عزیزمان رخ داد و چه حذف هر بخشی دیگری از تاریخ ایران.

فیلم با صحبت‌های راوی با تصاویری از ملوانان آمریکایی اسیر شده در ایران و سپس آزاد شده، پایان می‌پذیرد. راوی می‌گوید اگر امروز پدرش، محمدجواد بنکدار زنده بود، احتمال قوی از اقتدارمان،‌ رضایت داشت. دوست دارم بدانم اگر سالار خان امروزه در قید حیات بودند، نظرشان در مورد بقیه امور چه بود؟

رسالت هنرمند در خلق آثار هنری،‌ مخصوصا تاریخی، رعایت بی‌طرفی‌ست؛ نه بیان عقیده، جهان‌بینی و موضع‌گیری سرسختانه خودش، آن هم در مکتب “فِراسَتیسم”.

پی‌نوشت:

۱) ۱-۱) از دیالوگ‌های فیلم.
   ۱-۲) اشاره به یکی از مباحث مهم میان علما و روشن‌فکران دوره‌ی مشروطه، مشروعه بودن مشروطه، است. برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید.

این را نیز ببینید

من همسرش هستم

من همسرش هستم (۱۳۹۰)

من همسرش هستم (۱۳۹۰) (۱) کارگردان: مصطفی شایسته نویسنده: نازنین لیقوانی تهیه‌کننده: مرتضی شایسته ژانر: …

31 نظرات

  1. متاسفانه آقای طالبی در بیشتر فیلمهاشون به فکر بیان ایدوئولوژی شون هستند… و گاهی اوقات شبیه بیانیه صادر کردن میشه

    • همه کارگردان ها در دنیا ایدئولوژی و عقاید خودشان را با فیلمشان بیان می کنند و این چیز عجیبی نیست و اصولا فیلم ابزاری برای بیان نظرات سازندگان آن است.

    • فیلم ۳۰۰ رو مگر از روی واقعیت ها ساختن یا فیلم های که در مورد ویتنام و …
      فیلم خوبی بود و در تعجبم چرا کارگردانهای چیره دست ما قبلا همچین کاری نکردن؟

  2. درست است ؛ کارگردان فیلم (آقای طالبی) عقیده خود را در فیلمنامه درگیر کرده ولی به نظر من روایت او از این برهه تاریخی جای تقدیر دارد؛ به نظرم این فیلم قحطی و وضع دشوار مردم ایران در آن روزگار رو به خوبی نشان داد. من به عنوان یک تماشاچی به این فیلم نمره بالایی می دهم.

  3. واقعا نقد ضعیفی و تهی ای بود. فیلم از هر لحاظ عالی است.

  4. سلام, چرا ب یک اثری ک بخوبی واقعیت ان زمان و پیوند با زمان حال و نشان داده, مغرضانه نقد می کنید, در صورتی ک هنر یک هنرمند باید واقعیت جامعه ما رانشان دهد, از دولتی های غرب زده ب اصطلاح روشنفکر یا همان منورالفکر و یا دشمنی اشکار و پنهان صهیونیست غاصب, و مکر و حیله گری انگلیس, ک تا امروز دامن زده شده, منتها رخنه امروز از نفوذ هست, نفوذی ک همه محیط مان را شامل می شود,ولی بلطف خدا, بودن این هنرمندان امیدها در ذهن ایجاد می کند, یاعلی

  5. سلام
    من فیلم رو دیدم و اصلا حوصله ام هم سر نرفت
    خیلی عالی بود
    عالی عالی
    الان هم بعضی از منور الفکرها دوست دارند ایران رو نوکر آمریکا و روسیه و انگلستان کنند و این همیشه در تاریخ بوده

  6. قبل از اينكه اين نقد رو بخونم دقيقا من هم پراكندگي صحنه ها، موسيقي و ديالوگ ها به چشمم آمد، البته كه فيلم به لحاظ تاريخي اطلاعات بسيار خوبي بهم داد و حس وطن دوستي رو در من بيش از پيش تقويت كرد اما با نقد فيلم موافق هستم و اميدوارم در كارهاي تاريخي تمام كوشش سازنده اين باشه كه اثر به منتهاي درجه فاخر و بي طرف باشه چون اينگونه فيلم ها به شدت بر قلب و ذهن تاثير ميذارن و از اين بابت سازنده فيلم مسوول هست.

  7. سلام
    نگاه تخصصی ندارم ولی از نظر محتوا عالی بود، هرکارب که بتونم انجام میدم تا این فیلم رو به همه نشون بدم، حتی اگه صدبار هم ببینمش

  8. از آقاى طالبى بيشتر از اينم انتظار نميره! نقدتون خوب بود. ممنون

  9. فيلم خيلي متوسط و يهودستيزي بود. واقعا متاسفم. چه با افتخار هم هى ميگن سي ديش اومد!!

  10. نقد باید منصفانه و از دیدگاه هنر باشه نه از ندیدن حقیقت
    هنرآقای ابوطالبی تا اینجا این بود که کار رو تحویل مردم بدن
    این فرهیختگان جامعه هستند که باید به خودشون بیان از مردم حمایت کنن نه از منورالفکرهایی که مشروطه رو باد هوا دادن و رضامیرپنج رو بر مردم مسلط کردن راستی انقدر هم از انگلیسی ها وغرب نترسیم خودمون ریشه داریم. بادرود…

  11. آقاي طالبي فقطايديولوژي خودشونو بيان ميكنن و بقيه داستان رو درست نگفتن، دوستان تاريخ بخوونيد لطفا، من با نقد موافقم، ايشون با اين فيلم تفرقه اندازي كردن، همين

  12. سلام، نقدتون رو من تو مجله فيلم خوندم. خيلي خوب بود. نميدونم چرا يك عده ناراحت شدن؟! نقد فيلم واسه بهبود فيلمسازى هست و من اين نقد رو دوست داشتم.

    • من با نقد فیل کار ندارم و فیلم دقیقا داره گذشته و بلاهایی که سر مردمان ایران امده شرح میده و در داخلش پیام های عالی داره که حال روز ایران کنوننیه یه برادر در داخل فیلم حق جو و جوانمرده و برادری دیگر فاسد و خیانت کار و مسولان جامعه به دنباال ایشو نوش خود و مرد در گرسنگی و فشار و جنایت از طرف دشمنان ایران الخصوص انگلیس که کم و بیش حال روز این روزهای ایران رو داره البته با کمی شرایط بهتر بهرحال فیلم عالی بود و واقعا تفاوت را داریم احساس میکنم که وقتی ضعیف هستیم محکوم به نابودی و ظلم پذیری هستیم دست اقای طالبی از فیلم که ساختن چون نقد فیلم با غرض ورزی هستش این یه واقعیتی هستش که هر چقدر بزرگشم کنیم برای سلامت جامعه وشناخت دشمن خوبه و بهتر مردم دشمن رو میشناسن

  13. محمدحسين فرجام

    بابا نقد رو خوندين اصلا يا نه؟ ايشون داره ميگه مرسى كه اين بخش از تاريخ رو تصوير كردى آقاى طالبى! اما راست و درستش رو تصوير كن! عجب بابا، نقد فيلم همينه. تحمل ندارين، نخوونينش.

  14. به تازگی فیلم را دیدم
    عالی بود

  15. واقعا فیلم عالی بود . ب قول راوی فیلم چیزی ک همه عموم رو در جریان بزاره نیست برا مثال کتاب ها مدارس . من وقتی فیلمو دیدم و با همچین شخصیتی در دوران مشروط آشنا شدم . میخواستم چیز بیشتری از زندگیش بدونم ک متاسفانه چیز زیادی از این شخصیت توصیف نشده

  16. سلام
    لطفا شماهم در نقدهاتون بی طرفی و انصاف رو رعایت کنید.

  17. دقیقا قبل از خوندن نقد همین نظرارو داشتم..خیلی خوبه که همچین فیلمی با این موضوع ساخته شده ولی میتونست خیلی بهتر باشه..خیلی مقرضانه ساخته شده بود
    دیالوگا خیلی شعاری بود
    صحنه ها تکراری بود
    و دقیق تاریخ رو روایت نکرده
    متاسفانه کارگردان فقط میخواد نظرش خودش رو در فیلم نمایش بده

  18. به نظر میرسه شما بیش از ایدئولوژیک بودن فیلم از تصاویر اون با ایدئولوژی خودتون معترضید…این یک اصل ثابت شده در جهان است که تحلیل تاریخ بدون دخیل کردن ایدئولوژی غیر ممکن است البته که فیلم بر خلاف فیلم های مطرح تاریخی جهان به صورت بسیاررر گل درشت و زیادی رو ایدئولوژیک است

  19. نکته بعد این که خود شما خواستار بیان واقعیت ها هستید و اشاره هم کرده آید که بین مردم تفرقه افکنی شده بوده اما دوست دارید جهت حفظ وحدت مردم ایران این قسمت مهم از استراتژی معروف انگلیسی از فیلم حذف می شد!

  20. واقعا عالی بود دست آقای طالبی درد نکنه. ایکاش همه ایرانیان بتونن این فیلمو ببینن. ان شاءالله ذخیره آخرتتون باشه و همونطور که به حضرت مادر پیشکش کردین مورد مرضی ایشون باشه و ماجور باشید

  21. اولا، اگه به دنبال تاریخ هستین برین به کتب تاریخ مراجعه کنین نه فیلم، هیچ کس نگفته رسالت فیلم نقل بی کم وکاست تاریخه بلکه غرض اصلی هر کارگردانی تاثیر گذاری بر روی احساسات مخاطبه که آقای طالبی در این مهم کاملا موفق بودن…
    ثانیا نقل جمله یک ژنرال انگلیسی که« تفرقه انداز وحکومت کن» کجاش تفرقه انداختن بین مردمه؟؟ اتفاقا این نکته روداره که هرجا تفرقه و اختلاف باشه پای دشمنان درمیانه ، واین باعث میشه مردم به دنبال دودستگی نرن

  22. فیلم خیلی خوبی بود من به عنوان یه مخاطب سینما واقعا لذت بردم فلاکت و بدبختی و خفت ایران رو که با توطئه ها و خیانت انگلیس و همکاری خائنای وطنی به اصطلاح روشنفکر صورت گرفت به خوبی نشون داد

  23. بهترین فیلم برای وطن پرستانه.هرکسی نمیپسنده

  24. سلام
    من دوباره فیلم رادیده ام
    بسیار داستان قوی و کارگردانی حرفه ای دارد

  25. بنظرمن که فیلمشون عالی بود.اینکه تونستن شرایط بداون موقع روبه تصویربکشن واقعاجای تقدیرداره.خیلی ازرفقاهستن که میگن نظام شاهنشاهی خوب بود.نمیگم نظام الان درجه یکه امااگه شاه خوب بوداینهمه اختیارنمیداددست بقیه.اونهمه بچه مرد دریغ ازیه غسل وکفن..گورهای دسته جمعی…خیلی چیزهارم نمیشه به زبون اوردواقعا.خداروشکرکه کشورمون دست خودمونه

  26. هموطنان عزیز از اینکه تاریخ کمتر از 100سال پیش برایمان نمایان شد تا نسل امروز از خباثت انگلیس اگاه شود جای بسیار شکر دارد واین مهم نیست که کارگردان این فیلم کیست , ایا جز این که در فیلم های امریکایی همیشه یک نفر به عنوان منجی همه دنیا با استفاده از هنر فیلم و تلویزیون به جهان معرفی میشه و چنان در ذهن بیننده تلقین ایجاد می کنه که امریکا منجی جهان ؟

  27. آیا برای حفظ وحدت، باید نقش منورالفکرها و تاثیر آنها در سلطه انگلیس و بعدها آمریکا را در تاریخ ایران سانسور کرد؟
    شاید نویسنده نقد، نگران چوب حاجی است که با این فیلم به آبروی غرب گرایان روزگار کنونی که بعضا در مسند قدرت هم هستند خورده است و برای این نگرانی فیلم را متهم به تحمیل ایدئولوژی کارگردان می کند!؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *