آشر باوم چه مرگشه؟ (رمان) به بهانهی چاپ کتاب «آشر باوم چه مرگشه؟» اولین رمان وودی آلن: دی ماهِ صفر چهار بود. آقای کاظمیان و علیرضا در تدارکِ چاپ و رونمایی اولین رمانِ وودی آلن با ترجمهی من بودند که وطن بارِ دیگر پرندهی پر در خون شد.. تا …
بیشتر بخوانید »قابل چشمپوشیها
قابل چشمپوشیها (رمان) به بهانهی چاپ کتاب «قابل چشمپوشیها» با هم بخشی از سخنِ نویسندهی کتاب را بخوانیم: «تازه چهل و پنج ساله شده بودم که ناگه روزی فهمیدم کاملن قابلِ چشمپوشیام. فهمیدم اگر بمیرم، واقعن تعداد انگشتشماری از آدمها غمگین و دلتنگم میشوند، چرا که مادر، خواهر، برادر، خواهرزاده، …
بیشتر بخوانید »