خانه / خط خطی

خط خطی

سینما رکس آبادان

سینما رکس آبادان

سینما رکس آبادان اگر این روزگارِ کرونایی نبود، امروز سه‌شنبه، مورخ بیست و هشتم اَمرداد، طبقِ روالِ ماضیه، حوالی ساعت هشت شب، از یکی از سه سینمای فرهنگ، آزادی و یا چارسو سر درمی‌آوردم. به احتمال قوی افتخار داشتم در رکابِ یارانِ گروه سینمایی‌مان به همتِ جناب عباس یاری عزیز …

بیشتر بخوانید »

سابرینا و حواشی‌اش

سابرینا و حواشی‌اش

سابرینا و حواشی‌اش! “سابرینا” در هر لیستی از فیلم‌های عاشقانه‌ی سینما جای دارد. اثر ماندگارِ دیگری از بیلی وایلدر عزیز که باظرافت سخن از آرزو و عشق می‌گوید و در عین حال بیننده را می‌خنداند و به او گوش‌زد می‌کند که گاهی زنده‌گی، خواب‌هایی شیرین‌تر و بهتر از آن‌چه فکرش …

بیشتر بخوانید »

پرچمِ برعکس

پرچمِ برعکس

«پرچمِ برعکس» (۱) وقتی در فیلم «بلکککلنزمن» (۲) از پرچمِ برعکس آمریکا بر روی پوستر و صحنه‌ی آخر استفاده شد، خیلی‌ها به‌کار بردن این نماد را، نه حرکتی هوش‌مندانه بلکه شلوغ‌کاری و زیاد کردن پیاز داغِ ماجرای سیاه‌پوستان و اقلیت‌های نژادی و دینی و.. در آمریکا دانستند؛ اما تنها دو …

بیشتر بخوانید »

ملیجک

ملیجک

«ملیجک» بی‌شک خانه پدری (۱) یکی از بهترین آثار تولید شده در سینمای ایران است؛ درام-جنایی تکان‌دهنده و دل‌خراش که هر چه پیش می‌رود جدا از دقت و سلیقه در میزانسن، قصه‌اش نیز هول‌ناک‌تر و نفس‌گیرتر می‌شود و عواقب و ابعادِ خونی که به ناحق ریخته شده را بازگو می‌کند …

بیشتر بخوانید »

رومینا اشرفی

رومینا اشرفی

«رومینا اشرفی» این آگهی ترحیم، به‌تنهایی می‌تواند پوستر یک فیلم سینمایی باشد، یک درام-جنایی تکان‌دهنده، یک داستان ابسورد، قصه‌ای از خشونتِ مطلق علیه جنس مونث که گاهی به سورئالیسم نزدیک می‌شود. تصور کنید: «مردانی که نام‌شان در آگهی ترحیمِ دخترک است، چند ساعت قبل از چاپ این پوستر، هرکدام به‌سهمِ …

بیشتر بخوانید »

جنبش من هم

جنبش من هم

«جنبش من هم» این متن را به تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۱۸ در اینستاگرم منتشر کردم، کمی بیش از دو سال پیش و حالا با توجه به پخش شدن ویس‌های امبر هرد که به آزار جانی دِپ اعتراف کرده (چون خاموش کردن سیگار روی صورت او و بریدن انگشتانش!)، دوست داشتم …

بیشتر بخوانید »

معامله‌ی قرن

معامله‌ی قرن

«معامله‌ی قرن» هر انسانی به نوعی با ناراحتی برخورد می‌کند، یکی ساکت می‌شود، دیگری در حد مرگ ورزش می‌کند، آن‌ یکی می‌رود زیر دوش و اشک می‌ریزد و.. نگارنده اما هنگامِ مواجه با تلخی‌ها نه به خواندن کتاب، بلکه به نوشتن و تماشای فیلم و سریالِ مرتبط با علت ناراحتی‌اش …

بیشتر بخوانید »

خنیاگران

خنیاگران

«خنیاگران» به این عکس نگاه می‌کنم، ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه می‌زند.. هم‌زمان به یاد آهنگ «نینوا» می‌افتم، «ایرانِ من»، «شب‌نورد» و «شهرِ خاموش».. حس مبهمی دارم؛ غرور، شادی و آرامش در من توامان شده‌اند. تکه‌هایی از فیلم “بزم و رزم” در سرم می‌درخشند، چه خون‌ِ دل‌ها خورده و چه …

بیشتر بخوانید »

عشق من

عشق من

«عشق من» فرقی نداشت سرِ فیلم‌برداری باشند، پشتِ صحنه یا گوشه‌ای پرت و دنج و خلوت و کاملن دور از دنیایِ سینما؛ در نگاه آن دو بهم، تحسین و دلدادگی موج می‌زد. نامزدی‌شان تلخ بهم خورد و جداییِ دستان‌شان، هر دوی آن‌ها را شکست؛ ولی مرگِ فرزند، اشنایدر را خُرد …

بیشتر بخوانید »

آلن دلون

آلن دلون

«آلن دلون» یهودستیز است، هموفوب است، غرور زیادش سال‌هاست که از محبوبیتش در فرانسه کاسته، به گفته‌ی خودش زنانش را کتک می‌زده و البته باز به‌قول خودش کم از دست زنان نکشیده و سیلی نخورده؛ گاهی که از خودش حرف می‌زند نمی‌گوید من، می‌گوید دلون.. او بارها به زنان و …

بیشتر بخوانید »