آشر باوم چه مرگشه؟ (رمان)

به بهانهی چاپ کتاب «آشر باوم چه مرگشه؟» اولین رمان وودی آلن:
دی ماهِ صفر چهار بود.
آقای کاظمیان و علیرضا در تدارکِ چاپ و رونمایی اولین رمانِ وودی آلن با ترجمهی من بودند که وطن بارِ دیگر پرندهی پر در خون شد..
تا خواستم ببینم چی به چیست، تماسهای تلفنی و پیامکی مسدود شد، اینترنت خاموش شد، بیم و غم و خشم برم مستولی شد و هر روشنایی در نظرم شد شبی شوم.
دیگر چیزی مهم نبود جز زندهبودن و زندهماندنِ دوستان و آشنایانم. اولویت شده بود برقراری تماس و شنیدنِ «حالم خوبه» وقتی که اشکمان سیل بود بر چهرهی زمانه و هقهقمان جهان را میلرزاند.
چه روزهایی، چه شبهایی، چه جانهایی، چه جوانهایی..
هفتههای بعد، وقتی تماسها درنهایت برقرار شد، آقای کاظمیان خبر از انتشارِ نسخهی الکترونیک کتاب در کتابراه داد و چاپِ فیزیکی در ایرانکتاب بهصورتِ پیاودی؛ و اندک خوشی خرد و کوچک و کمیابی کنج دلم خانه کرد.
«آشر باوم چه مرگشه؟» برای من عایدی مالی ندارد؛ اما عایدی معنوی چرا.
نخست اینکه اگر در این وانفسا توانسته باشم طنازیهای آلن را بهدرستی انتقال دهم و لبخندی بنشانم گوشهی لبتان، برایام دلگرمکننده و شادیبخش است و دوم لطفِ شماست تا صنعتِ چاپ و نشرِ کشور را یاری رسانید سرپا بماند.
نشرِ شورآفرین و نشرِ سانی برای من و علیرضا تنها همکار نیستند، خانوادهاند؛ سپاسگزار خواهم بود خانوادهام را تنها نگذارید.
ترجمهی این کتاب تقدیم شده به دخترکانم، ابریشم و آرامش.
طراحی جلد هم هنرِ یاورِ همیشه مومن،همسرم، علیرضا اکرمی است.
در زیر با هم بخشی از اولین رمان وودی آلن، آشر باوم چه مرگشه؟ را میخوانیم:
«باوم همانجا ایستاده بود و او را نگاه میکرد که گریه میکند. چند لحظه در سکوت ایستاد و بعد خودش هم زد زیر گریه و همانطور که دنبال دستمال کاغذی بود، هقهق بلندش به گوش رسید. دستش را در جیب کرد و یک مشتِ پُر از دستمالهای تمیز بیرون کشید. او از جهانی خشمگین بود که وقتی دستمال کاغذی را میکشی بیرون، عهد کرده که یکی دیگر هم همراهِ آن تحویلت دهد؛ اما همینکه جعبه به نصف میرسد، دیگر هیچ دستمالی بالا نمیآید و باید با دست آنها را بیرون بکشی و ناگزیر چندتایی را با هم درمیآوری، چون گرفتن فقط یکی از آنها خیلی سخت است. این یک خیانت بود و او با همان شدتی علیه دستمال و جعبهاش خشمگین بود که علیه سرنوشت بشر میتوانست باشد.»
*******

What’s with Baum?
Just as I was preparing to announce the first Woody Allen novel in Farsi, translated by me, the January massacre happened.
Those were the hardest days. Iran experienced the deepest internet and communication blackout in its history, and we, outside the country, were desperate just to hear our loved ones say, “I’m fine.”
It was unbearable. It was immense. It took our breath away.
Tears, both inside and outside Iran, turned into a flood. Our screams became thunder, and our sobbing shook the world.
Days passed, and we began to understand how many beautiful souls we had lost. It was devastating.
And yet, amidst all that sorrow, something brought a small spark of joy to my heart.
My translation of “What’s with Baum?” was published.
This translation brings me no financial income, but it offers something far more meaningful.
First, the joy of trying to carry Woody Allen’s sarcasm into Farsi as faithfully as possible and, hopefully, to bring a smile to your faces.
Second, your generosity in supporting books and helping the publishing industry in Iran stay alive.
Shourafarin Publishing and Sani are not just my colleagues, they are like family to me. Thank you for supporting them, and in turn, supporting me.
Finally, I would like to dedicate this translation to my daughters,
Abby and Ari.
The cover was designed by the love of my life, my husband, Alireza Akrami.
پینوشت:
۱) برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد کتاب «آشر باوم چه مرگشه؟ (رمان)» اینجا کلیک کنید.
۲) برای تهیهی نسخهی پیدیاف کتاب «آشر باوم چه مرگشه؟ (رمان)» اینجا کلیک کنید.
۳) طراح جلد: علیرضا اکرمی